بخش‌های اصلی
صفحه اصلی::
آشنایی با انجمن::
اخبار انجمن::
کمیته علمی::
نقد و بررسی سیاست ها ::
کارگروه اقتصاد دانش::
اخبار علمی::
کتابخانه مجازی::
عضویت ::
آلبوم تصاویر::
پیوندها::
ارتباط با ما ::
تسهیلات پایگاه::
پست الکترونیک::
پیام ویژه::
::
جستجو در پایگاه

جستجوی پیشرفته
..
آخرین مطالب بخش
:: دومین همایش ملی آموزش عالی «سرآمدی آموزش» در دانشگاه تهران برگزار شد
:: نظام نامه پیوست فناوری و توسعه توانمندی های داخلی در قراردادهای بین المللی و طرح های ملی ابلاغ شد
..
آخرین مطالب سایر بخش‌ها
..
کتابحانه مجازی

AWT IMAGE

..
الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت

AWT IMAGE

..
ساخت اقتصاد دانش در ایران

AWT IMAGE

..

AWT IMAGE

  AWT IMAGE

 
:: تفکیک جنسیتی در دانشگاه‌ها و موسسات آموزش عالی و بررسی ابعاد علمی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی آن ::

 تفکیک جنسیتی در دانشگاه‌ها و موسسات آموزش عالی و بررسی ابعاد علمی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی آن

  جمعیت توسعه علمی ایران، جلسه هم اندیشی با موضوع "تفکیک جنسیتی در دانشگاه‌ها و موسسات آموزش عالی و بررسی ابعاد علمی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی آن" را با حضور صاحبنظران و علاقمندان به این بحث برگزار کرد. در این نشست که در تاریخ دوشنبه یازدهم مهرماه از ساعت 17:30 تا 19:30 در محل انجمن تشکیل شد، آقایان دکتر جعفر توفیقی، دکتر سعید سمنانیان، دکتر یعقوب انتظاری، دکتر حمید جاودانی، دکتر امیر ناصر اخوان، دکتر محمد حسن احمدی، آقای احمد داوری و ... حضور داشتند.

  در ابتدای جلسه دکتر جعفر توفیقی، رئیس جمعیت توسعه علمی ایران و عضو هیت علمی دانشگاه تربیت مدرس، با ذکر این نکته که این جلسه یکی از جلسات هم اندیشی جمعیت توسعه علمی ایران است که یکی از رسالت‌های آن نقد و ارزیابی سیاست‌های علمی کشور و ارائه بازخورد به مراجع سیاستگذار، قانونگذار و اجرایی با هدف بهبود و ارتقاء کیفیت سیاست‌های علمی مستقل از گرایشات و باورها و سلیقه های سیاسی است، افزود: این جمعیت هر ماه یک بار موضوعات روز مرتبط با سیاست‌های علمی را انتخاب می‌کند و نشستی را با دعوت از تعدادی از علاقمندان در جهت طرح مزایا و معایب، نقاط مثبت و منفی موضوع برگزار می‌کند و در نهایت با جمع بندی بحث، ‌گزارش آن‌را به مراجع ذی‌ربط مثل وزارت علوم، مرکز پژوهش‌های مجلس و ... ارسال می‌کند. البته هم اندیشی‌های جمعیت محدود به جلسات فیزیکی نیست و همه می‌توانند از طریق ایمیل نظرات خود را منعکس کنند و ما از این نظرات استفاده می‌کنیم. با توجه به نقش مهم شبکه‌های اجتماعی،‌ جلسات ما هم جنبه فیزیکی و هم جنبه مجازی دارد. موضوع بحث این جلسه «تفکیک جنسیتی و آثار علمی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی آن در ابعاد ملی و بین المللی» است. هفته اول مهرماه جلسه بسیار خوبی در مرکز پژوهش‌های مجلس به دعوت دفتر مطالعات اجتماعی آن مرکز برگزار شده بود و در این خصوص بحث‌های مفصلی صورت گرفت و در آن جلسه مصوبات شورای عالی انقلاب فرهنگی در موضوع حجاب و عفاف (مصوب 413 مورخ14/11/76) حدود و آداب اسلامی در دانشگاه‌ها و موسسات آموزش عالی (مصوب 121 جلسه مورخ 6/5/1366) و متن کامل قانون راهکارهای اجرایی گسترش فرهنگ عفاف و حجاب (مصوبه مورخ 13/10/84 شورای عالی انقلاب فرهنگی،‌ نیز ارائه شد. استنباط من این است که مصوباتی که در گذشته دورتری به تصویب رسیده‌اند، نسبتاً‌ متفاوت با رویکردها و مصوبات اخیر هستند. مثلاً تاکید روی تحکیم ایمان و تقویت باورهای دینی افراد است و به جای برخوردهای سخت افزاری بیرونی با موضوع حجاب و عفاف، ایمان و باورهای درونی افراد را مخاطب قرار می‌دهد. البته در اینجا بحث ما حجاب و عفاف نیست اما طرح بحث تفکیک جنسیتی قاعدتاً بی‌ارتباط با این موضوع نیست و بنده پیشنهادی به وزارت علوم در آن جلسه ارائه دادم که به جای تصمیمات آنی و سریع در مورد این مسائل کلیدی می‌تواند این بحثها را با افکار عمومی جامعه علمی در میان بگذارد و مطرح کند و اجازه بدهد ذینفعان این قضیه یعنی دانشگاهیان،‌ اعضای هیات علمی و دانشجویان در این خصوص بحث کنند و اجازه داده شود که جامعه علمی سرشار از نظریه و بحث و گفتگو شود. در این صورت همه احساس مسئولیت خواهند کرد و بحث و نقد در این باره بسیار موثر است. چراکه این بحثها می‌تواند به فرصتی تبدیل شود که جامعه را پر از بحث و گفتگو و برخورد افکار و اندیشه‌ها کنیم، به طوری که انجمن‌های علمی می‌توانند در آن نقش بسیار فعالی ایفا نمایند. این امر کمک می کند سمینارها و کنگره‌هایی در این خصوص برگزار شود و نهایتاً اندیشه‌های جدیدی مطرح خواهد شد و این موضوع را از زوایای مختلف حلاجی می‌کند و آن را به یک بحث مهم ملی با آثار خیلی مثبت تبدیل می‌کند و طبیعتاً وزارت علوم هم اندیشه جمعی جامعه علمی را دریافت خواهد کرد. لذا همه دوستان می‌توانند دیدگاه‌های خود را مطرح کنند و قرار است جلسه سوگیری نداشته باشد.

  در ادامه جلسه دکتر حمید جاودانی، عضو هیت علمی موسسه پژوهش و برنامه‌ریزی در آموزش عالی، نظرات خود را در این خصوص مطرح کرد و گفت: این بحث را می توان از چند جنبه مورد بررسی قرار داد: اول از همه این که مشکل چیست؟ چه مساله ای وجود دارد که بعد از سی سال مسئولین به این نتیجه رسیده‌اند که بهتر است دانشگاه تفکیک جنسیتی شود. چرایی و چیستی این تغییرات بر چه مبنایی انجام می‌شود؟ چون اگر واقعاً به دانشگاه در ایران و کل جهان نگاه کنیم دانشگاه‌ها، یکی از سالمترین نهادهای بشری حتی در کشورهای غیر مسلمان هستند. منظور از سلامت در همه ابعاد اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی آن است. دانشگاهیان همیشه جزء پیشروترین افراد و اقشاری بودند که در جوامع تحولات و جنبشهایی را به وجود می آوردند. همه نهادهای بین المللی بر اصل برابری دسترسی در آموزش عالی تاکید دارند در نتیجه در همه جا (در همه کشورهای اسلامی و غیر اسلامی) به شکل مختلط وجود داشته است.

  چه مساله ای مگر وجود داشته است که در دانشگاه‌ها باید تفکیک جنسیتی اتفاق بیفتد؟ چه مشکلی بوده است؟ آیا آسیب شناسی شده است که در هم آمیختن جنسیت‌ها مشکل ایجاد کرده است یا خیر؟ حتی برای مقایسه می توان بررسی کرد که آیا دانشگاه‌های تک جنسیتی مثل مالک اشتر و الزهراء آیا عملکرد بهتری داشته اند؟ یکی از بحث‌های اساسی در باب این موضوع آن است که دانشگاه چیست؟ هدف و کاروی‍ژه های آن کدامست؟ ما از دانشگاه چه توقعاتی داریم که اکنون بروندادهای مورد انتظار ما هنوز حاصل نشده است؟ این مساله باید روشن شود در غیر این صورت این بحثها به صورت شعارگونه مطرح می‌شود که می‌توان آنرا «کودتایی اندیشیدن» نامید و این یعنی یک بحثی را یکدفعه باز می‌کنیم و تصمیماتی در خصوص آن گرفته می‌شود بدون این که موضوع آسیب شناسی و مساله شناسی شده باشد. چنین روشی در تصمیم‌گیری می‌تواند آثار و پیامد‌های ناگوار و ناخواسته‌ای به همراه داشته باشد.

  دکتر جاودانی ادامه داد: در قسمت دوم صحبتهایم لازم می‌دانم که به بحث معقولات و منقولات ‌آیت الله جوادی آملی اشاره کنم. فرض را بر این بگیریم که بعضی‌ها به این محیط آمیخته مرد و زن انتقاد کرده‌اند. این موضع‌گیری بر اساس منقولات یعنی سنت و ریشه های دینی است. به نظر آقای جوادی آملی، یافته های منقول به همان اندازه یافته‌های معقول حجت شرعی حساب می‌شوند. یعنی اگر شما می‌گویید این کار از نظر نقلیات (سنت و دین) بد است باید نگاه کرد که آیا از منظر علمی نیز مشکل ایجاد می‌کند؟ به نظر من اگر فرض را بر این بگذاریم که شرع به ما اجازه اختلاط جنسیتی در دانشگاه را نمی‌دهد، ‌اما از طرف دیگر علم به ما نه تنها این اجازه را می‌دهد بلکه اگر هر دوی اینها حجت شرعی باشند و به یک اندازه برای ما فرضیه حساب شوند، یعنی همانطور که از منقولات فرضهایی در می‌آوریم و برای ما واجب است از طرف دیگر نباید انکار کنیم که معقولات هم به همان اندازه برای ما فریضه هستند. چون ایشان خطاپذیری هر دو را به یک اندازه می‌بیند. همان قدر که در بحث منقولات مثلاً دو آیت ا... در خصوص یک بحث یک نظر واحد ندارند، در معقولات نیز همین طور است. من می‌خواهم از منظر علمی به مسئله تفکیک جنسیتی نگاه کنم. اساس یادگیری بر «هم کنشی» است. یعنی یادگیری فرایندی چندسویه است که با هم کنشی میان افرادی که در یک جاجمع می‌شوند (نه فقط استاد و دانشجو) انجام می‌شود. اگر ما بخواهیم میزان یادگیری را افزایش بدهیم باید تنوع در کلاس‌ها و در جاهایی که تولید علم و دانش صورت می‌گیرد افزایش یابد. یکی از مباحثی که هم اکنون در جهان دانشگاهی مطرح است، بحث بین المللی شدن دانشگاههاست؛ نظیر طرح اراسموس که یکی از دلایل اصلی آن افزایش توان جابه جایی استاد و دانشجو است. ریشه اساسی آن، این است که دانشجوها از فرهنگها و دانش‌های مختلفی برخوردارند و وقتی در یک جا جمع شوند، نوآوری و یادگیری بسیار افزونتر و بالاتر خواهد بود. علت این که دانشگاهها را به این مفهوم بین المللی می‌کنند، این است که این تنوع را به لحاظ جنسیتی،‌ قومی، نژادی، زبانی ، فرهنگی و ... لحاظ کنند و در نتیجه به لحاظ یادگیری، ضمن این که ما باید بر «هم کنشی» و تفاوت جنسیتی، که بسیار مهم است، تاکید کنیم چون رویکردی که خانمها به مسائل دارند متفاوت است و حضور آنها در جریان یادگیری و حتی تصمیم‌گیری‌ها می‌تواند به تلطیف تصمیم‌گیری‌ها و حتی تصحیح ادبیات کمک کند. در یک جامعه مردانه ادبیات کاملاً متفاوت است. با حضور خانمها این ادبیات تلطیف می‌شود و هم کنشی و تعادلی در بین این جامعه ایجاد می‌شود. در نتیجه این تنوع چه به لحاظ جنسیتی و چه به لحاظ فرهنگی می‌تواند به یادگیری کمک کند.

  وی همچنین در بخش دیگری از سخنان خود خاطر نشان کرد: تفکیک جنسیتی را می‌توانیم از نظر منابع فیزیکی، انسانی، کالبدی و مادی موجود نیز مورد بررسی قرار دهیم. اساساً وقتی با این منابع اندکی که آموزش عالی دارد، مثلاً نسبت استاد به دانشجو در دانشگاه پیام نور، هر 500 یا 600 دانشجو یک استاد دارند، شما بخواهید این نسبت را تفکیک کنید، قطعاً این نسبت دوبرابر می‌شود. یعنی منابع انسانی اگر یک به چهل یا پنجاه در عرصه ملی است و در برخی از دانشگاه‌ها به پانصد یا ششصد می‌رسد. بنابراین به لحاظ منابع انسانی این امر به شاخص‌های کیفیت آموزش عالی کشور آسیب می‌زند. به لحاظ کالبدی هم وضع همین طور است. مثلاً دانشگاه‌های ما در حال حاضر مملوء از دانشجوست. در حال حاضر کمبود کلاس و آزمایشگاه و ... وجود دارد. اگر به لحاظ امکان سنجی هم نگاه کنیم این کار به ضرر دانشگاه‌ها در مقطع زمانی کنونی است. به لحاظ فرهنگی و اجتماعی، واقعیت این است که جوامع بشری تغییرات ساختاری اجتماعی زیادی پیدا کرده اند. در قدیم خانواده‌ها اساس بودند و اگر ازدواجی قرار بود اتفاق بیفتد درون خانواده‌ها بوجود می آمد. اما در جوامع امروزی به لحاظ علمی ازدواج درون خانوادگی توصیه نمی‌شود. در نتیجه این ساختار اجتماعی تغییر یافته است. از این نگاه دانشگاه‌ها محیطی برای این‌گونه تعاملات است. چرا ما باید دختران و پسران را هم جدا کنیم در حالی که در دانشگاه ما کمترین تخلف فرهنگی در خصوص حجاب و عفاف رخ می‌دهد. اگر این ساختار را به هم بزنیم چگونه قرار است به عنوان مثال برخی ازدواجها صورت پذیرد؟ ازدواج‌های دانشجویی که همواره در برنامه‌های فرهنگی دانشگاه بر آن پافشاری می‌شده است و هزینه های زیادی نیز برای آن صرف شده است. بویژه که امروزه سن ازدواج در ایران خیلی بالا رفته است. به لحاظ ساختار جمعیتی،‌ مگر مشکل فقط دانشگاه است؟ مگر کل جمعیت دانشجویی ما چقدر است؟ چهار میلیون نفر. 66 میلیون دیگر جمعیت چه می‌شود؟ بر فرض این که دانشگاه‌های ما تفکیک شدند، ‌آیا 66 میلیون نفر را در عرصه جامعه می‌توان از هم تفکیک کرد؟. در جایی بحث از حجاب بود، من گفتم: به نظر شما مقدس‌ترین مکان در نزد مسلمانان کجاست؟ جواب کعبه است. در خانه خدا در موقع طواف زن و مرد در کنار هم هستند. آیا پیغمبر(ص) خدا عقلش نمی‌رسید که زنان و مردان را از هم تفکیک کند؟ قرار نیست کلاس درس با کعبه مقایسه شود. بلکه منظورم این است که ما در مقدس‌ترین جاها این قبیل مسائل را نداریم. در ضمن ما اگر مقایسه کنیم در ارزیابی‌ها، دانشگاه‌های تک جنسیتی به مراتب سطح علمی پایین تری نسبت به دانشگاه‌های دوجنسیتی دارند و دختران دانشجو تمایل چندانی به تحصیل در آنجا ندارند. به لحاظ حجاب و عفاف نیز همان مسائلی که در دانشگاه‌های تک جنسیتی وجود دارد در سایر دانشگاه‌ها نیز وجود دارد.

  سپس دکتر امیر ناصر اخوان، عضو هیئت علمی دانشکده مهندسی نفت دانشگاه صنعتی امیر کبیر و دبیر انجمن فناوری‌های بومی ایران، به ارائه نظرات خود پرداخت و گفت: یک خط قرمزی توسط نظام تعریف شده است و گاه گاهی سیاست‌ها از بالا به پایین اعلام می‌گردد. وقتی این قبیل جلسات علمی برگزار می‌شود ممکن است شما مارک‌هایی بخورید انگار که ملی مذهبی هستید، یا دین را قبول ندارید که در این خصوص بحث می‌کنید. این بحث تفکیک جنسیتی در دانشگاه‌ها نیز به همین دلیل دستوری است. معمولا کشورهای پیشرفته از طریق پژوهش و کار کارشناسی تصمیم‌گیری می‌کنند. در این خصوص ما دو نوع پژوهش داریم: 1- مهندسی:‌ که پژوهش و تحقیق در آزمایشگاه انجام می‌شود و نتایج آن اعلام و مشخص می‌شود.

  2-علوم انسانی و اجتماعی: که با پرسشنامه و مصاحبه انجام می‌شوند و جامعه آماری حاکم است و باید جمعیت نمونه گرفته شود که معرف کل جامعه آماری باشد. چون تفکیک جنسیتی دانشگاه‌ها بدون پژوهش نوع دوم انجام شده و کار کارشناسی انجام نشده است، لذا دلیلی ندارد این انجمن علمی موضوع مذکور را در دستور کار خود قرار دهد. چون هیچ نهادی از انجمن نظر خواهی نکرده است. این خط قرمزی است و ما نباید وقت‌مان را تلف کنیم. به نظر من ما یک معادله چند مجهوله داریم هر بحثی که در کشور می شود یک مصرف داخلی و یک مصرف خارجی دارد. تفکیک جنسیتی نیز مصرف داخلی و خارجی دارد. ما باید مشخص کنیم که مصرف داخلی تفکیک جنسیتی چیست؟ آیا خانم‌های چادری ذوق زده میشوند؟ آیا این امر سودآور و به نفع کشور و به قولی به نفع نظام خواهد شد؟ دانشگاه تقویت می‌شود؟ علم پربار تر می‌شود؟ مصرف داخلی این بحث باید کاملاً روشن شود. مصرف خارجی آن هم باید مشخص شود. محکومیت های بین المللی چطور ؟ آیا مهم است یا خیر؟

  پیشنهاد من این است که ما یک پروژه پژوهشی در انجمن تعریف کنیم. یک جامعه آماری مثل دانشگاه شریف، علم و صنعت، تربیت مدرس و امیرکبیر انتخاب کنیم و این کار صرفاً پژوهشی باشد نه تبلیغاتی. یک پژوهش دانشگاهی که چکیده، مقدمه و ... پرسشنامه پژوهشی دارد و با نرم افزار spss آنالیز می‌شود و نتایج آماری آن استخراج شده است، و نتیجه کار کاملاً علمی و غیر سیاسی خواهد بود.

  دکتر توفیقی در پاسخ به این بحث این نکته را خاطر نشان کرد که: این جلسه برای استخراج همین دست پیشنهادهاست. مثلاً جنابعالی می‌گویید پژوهشی انجام شود. در این قبیل جلسات این پیشنهادات مطرح می‌شود منتها این جلسات و این قبیل پژوهشها هم‌راستا هستند،‌ چرا که این جلسات کمک می‌کند که مقدمات آن پژوهش و سوالات مشخص شود. مثلاً آقای جاودانی به این امر اشاره کردند که چه آسیبی وجود داشته در این خصوص؟. بنابراین جمع بندی این بحث‌ها و حرف‌ها راه حل نهایی قلمداد نمی‌شود. جمع بندی اندیشه‌ها، بحثها و نظریات موجود را ما به وزات علوم منعکس می‌کنیم و بعد از آن هم چند نفر پژوهش می‌کنند و بحثها تکمیل خواهد شد و جامعه درگیر این بحث می‌شود. بنابراین خیلی زود است که ما بخواهیم این حرفها را راه حل بدانیم. قصد داریم تجربیات خودمان را بیان کنیم ولی به مرور که این موارد جمع می‌شوند، کم کم تبدیل به نظریه و چارچوب نظری پژوهش خواهند شد. قطعاً در جمع بندی‌ها به این امر اشاره می‌کنیم که بحث تفکیک جنسیتی پیچیده است و نیاز به انجام پژوهش دارد و لازم است گزارش آسیب شناسی آن در بیاید و بعد به تدریج این بحثها کامل خواهد شد.

  دکتر جاودانی نیز به این نکته اشاره کرد که: این جور جلسات را در روش شناسی «طوفان ذهنی» می‌نامند. کودتایی اندیشیدن و تصمیم گرفتن همین است. با این که بهتر است تصمیم‌گیریها بر اساس پژوهش خاص و مسئله‌شناسی خاص باشد، اما وقتی وقایع این قدر تند و زود گذر و تصمیم‌گیری‌ها به این شدت شتابان است،‌ معمولاً این دست جلسات برای این قبیل تصمیم‌گیری‌ها باید جوابگو باشد. ضمن این که من با نظر دکتر اخوان مخالفم در این خصوص که ما شناخته شده ایم. ما به هیچ عنوان شناخته شده نیستیم. انگی هم نخورده‌ایم. انگ ما علم است و علم ما نیز سرمایه‌ای است که مملکت گذاشته است و عموماً ما را به خاطر این آموزش داده‌اند که اگر مسئله‌ای بود بتوانیم برای ان راه حل پیدا کنیم. در نتیجه با وجود این همه سرمایه گذاری اگر من کاری نکنم قطعاً کارم را انجام نداده ام. بحث سیاسی در مملکت ما همیشه هست چون سیاست زدگی وجود دارد. ولی همیشه نظرات دکتر توفیقی، به عنوان یک طرف مشورت و فردی بی طرف، با نظر و کارشناس در حوزه آموزش عالی استفاده می‌شود نه به دلیل سابقه وزارت ایشان. دکتر سمنانیان، آقای داوری و حتی خود بنده نیز با همه دولتها کارکرده‌ایم و هیچ انگی هم نخورده‌ایم.

  شاهین همایون آریا، دانشجوی دوره دکتری برنامه ریزی توسعه آموزش عالی دانشگاه شهید بهشتی، در بخش دیگری از جلسه هم اندیشی گفت: من در خصوص نقطه نظرات و دلایل موافقین و مخالفین بحث تفکیک جنسیتی در اینترنت جستجویی انجام داده‌ام، ‌ تا با نظرات آنها بیشتر آشنا شویم و بعد بتوانیم بهتر به تحلیل و بررسی موضوع بپردازیم.

  مهم ترین گروه از موافقین اجرای طرح تفکیک جنسیتی در دانشگاه‌ها مراجع تقلید و آیات عظام بودند که با رویکردی اسلامی و مذهبی به مسئله تفکیک جنسیتی پرداخته و بر آن تاکید داشته‌اند و خواسته‌اند که این قضیه حتی در سطح جامعه و ادارات و سازمان ها نیز رعایت شود و ان را گامی رو به جلو برای اسلامی شدن جامعه می‌دانند و معتقدند که این امر می‌تواند برای رسیدن به یک جامعه اسلامی بسیار مفید بوده و تحولی ایجاد کند. در این خصوص، بحث غرایز جنسی انسان‌‌ها که در دوران جوانی طغیان می‌کند و باید به ترتیبی مهار شود، جزء مسائل مطرح شده بود. از نظر این گروه ‌ اگر تفکیک جنسیتی در دانشگاه‌ها صورت گیرد خانواده‌ها خصوصا خانواده‌های مذهبی و شهرستانی بسیار راضی‌تر بوده و با آرامش خاطر بیشتری فرزندان خود را به دانشگاه می‌فرستند. ایشان اظهار داشته‌اند اجرای طرح تفکیک جنسیتی باعث می‌شود ایده‌هایی که ما در خصوص انقلاب و اسلام داریم، شکل بگیرد و اجرای این طرح با تفکر و ایدئولوژی ما سازگارتر است. به عقیده برخی از آیات عظام با انجام طرح تفکیک جنسیتی، ‌ سطح سواد دانشجویان نیز بالاتر خواهد رفت. بدین ترتیب که اگر ما برای خانم‌ها دانشگاهی مستقل داشته باشیم حریم امنی را برای آنها ایجاد کرده‌ایم که می‌تواند نسبت به وضع موجود بهتر باشد. برخی دیگر، با انتقاد از وضع موجود، اظهار کرده‌اند که دانشگاه‌های ما تبدیل به مکانی برای همسریابی و دوست یابی شده است، بنابراین باید جلوی این امر گرفته شود.

  علاوه بر روحانیون، گروه دیگری از موافقین طرح تفکیک جنسیتی دولتمردان بودند. مهمترین فردی که در سخنرانی‌های مختلف در این خصوص اظهار نظر نموده‌اند وزیر محترم علوم جناب آقای دکتر دانشجو است که در مصاحبه‌های مختلف با اشاره به وجود دغدغه دین در جامعه اسلامی معتقد هستند که با اجرای این طرح یکی از مظاهر و جنبه‌های اسلامی شدن دانشگاه‌ها که همانا جنبه ظاهری آن است، واقع خواهد شد و اجرای این طرح به همراه طرح بازنگری محتوای برنامه های درسی و اسلامی نمودن متون درسی، می‌تواند هم در ظاهر و هم در باطن دانشگاه‌ها را به سوی اسلامی شدن سوق دهد که آن را یکی از اهداف مهم وزارت علوم دانسته‌اند. ایشان حتی انتقادی به پیشنیان و مسئولین قبلی آموزش عالی کشور داشته‌اند، که این طرح با توجه به اینکه مصوب 24 سال قبل شورای عالی انقلاب فرهنگی بوده است، چرا به آن کم توجه شده و در اجرای آن قصور شده است.

  از افراد مهم و صاحب نظر دیگر در عرصه آموزش عالی کشور و در کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس شورای اسلامی، جناب آقای دکتر عباسپور رییس محترم کمیسیون است که نقطه نظری بر خلاف آقای وزیر داشته و با اجرای طرح تفکیک جنسیتی موافق نمی‌باشند. این در حالی‌ست که نایب رئیس کمیسیون، جناب آقای سید محمود حسینی دولت آبادی با اجرای این طرح موافق هستند و به نظر می‌رسد در کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس نظر واحدی در این خصوص وجود ندارد.

  به موازات موافقین اجرای طرح تفکیک جنسیتی گروهی نیز با اجرای آن مخالف می باشند. استدلال آنها بر این محور استوار است که آنها دانشگاه را دارای کارکردهای متنوع و رسالت آن را چند بعدی دانسته و صرفاً با یک دیدگاه، ارائه آموزش تخصصی خاص و محدود، به دانشگاه نمی‌نگرند، ایشان بر این باورند که دانشگاه یکی از عرصه‌های مهم اجتماعی و دارای کارکردی چند وجهی بوده و لازم است در آنجا به جوانانی که قرار است فردا وارد عرصه اجتماعی کشور شوند، آموزش‌های مختلفی داده شود و یکی از این آموزش‌ها نحوه برخورد و برقراری ارتباط اجتماعی با افراد مختلف و نیز با جنس مخالف است. اگر قرار باشد افراد دانشگاهی که آینده سازان کشورند، در دانشگاه از این آموزش‌ها محروم باشند پس کجا باید این آموزش‌ها را ببینند. اینان با تاکید بر این موضوع که محیط دانشگاهی در هر جامعه ای از سالم‌ترین و پاک‌ترین مکان هاست اظهار داشته‌اند که با توجه به وجود موانع اجتماعی و فرهنگی در سطح جامعه، آزادی عمل برای اینکه دختران و پسران بتوانند در یک فضای باز و به دور از تعصبات، با هم ارتباط سالمی داشته باشند، وجود ندارد و در دوره پیش از دانشگاه نیز افراد از لحاظ ذهنی و فکری به بلوغ نرسیده‌اند، بنابراین دانشگاه می‌تواند مکان بسیار خوبی باشد برای برقراری روابط اجتماعی سالم و کنترل شده، برای جوانان باشد و حتی اگر در این فضای دوستانه و سالم روابط دختران و پسران منجر به ازدواج شود، نیز نه تنها مانعی ندارد بلکه جامعه به سمت جامعه ای سالم و آرمانی سوق پیدا خواهد کرد و مطئناً خانواده‌های پایدارتری در جامعه ظهور خواهند یافت. بنابراین دلیلی وجود ندارد که ما بخواهیم حتماً بین دختر و پسر فاصله بیندازیم و در دانشگاه تفکیک ایجاد کنیم.

  از مطالب مورد چالش و بحث موافقین و مخالفین طرح تفکیک جنسیتی در دانشگاهها، پرداختن به این موضوع است که این طرح پس از پیروزی انقلاب اسلامی نیز مطرح شد ولی حضرت امام (ره) در همان زمان با اجرای آن مخالف کردند. موافقان طرح مذکور دلیل مخالفت امام در آن زمان را وضعیت خاص کشور و عدم وجود امکانات کافی در عرصه آموزش عالی دانسته و اظهار نموده‌اند با توجه به اینکه در آن هنگام تعداد استاد و هیات علمی، و همچنین فضا و امکانات آموزشی به میزان لازم و کافی وجود نداشت، بنابراین حضرت امام با اجرای آن مخالفت نموده‌اند ولی در حال حاضر که این توانمندی را داریم که تا 4 میلیون نفر پذیرش دانشجو در زیر نظام‌های مختلف آموزش عالی داشته باشیم، امکانات و بستر لازم برای اجرای طرح مورد نظر وجود دارد و می‌توان آن را عملیاتی نمود. اما مخالفین این طرح در پاسخ، این موضوع را مطرح می‌نمایند که آیا امام بدون در نظر گرفتن سایر جوانب و مسائل اجتماعی، فرهنگی، سیاسی، مذهبی، دینی و صرفاً به دلیل محدودیت امکانات با آن مخالفت نموده‌اند یا دلایل دیگری هم وجود داشته است که از نظر دور مانده است؟ و اظهار می‌دارند با توجه به دور اندیشی و ژرف‌نگری حضرت امام در حل مسائل، وجود مسئله کمبود امکانات را برای مخالفت امام با اجرای این طرح غیر قابل قبول دانسته و برخورد دقیق‌تر و کارشناسانه‌تر با این موضوع را خواستار می‌باشند.

  در بعد فرهنگی نیز مسئولین مربوطه، بودن پسرها و دخترها در فعالیت های فرهنگی را موجب نشاط بیشتر دانسته اند. با توجه به این که دانشگاه علامه طباطبایی، در اجرای طرح تفکیک جنسیتی پیشرو بوده است و در سال جاری آن را اجرا نموده، ولی رییس محترم این دانشگاه که خود فردی روحانی است در مصاحبه‌ای اعلام کرده‌اند که اجرایی شدن بحث تفکیک جنسیتی را ضد انقلاب مطرح کرده است و ما به دلیل ازدحام و تراکم دانشجو در کلاس‌ها، دانشجویان را در دو کلاس جداگانه ثبت نام کرده‌ایم و اجرای آن را بدین شکل و با این عنوان در دانشگاه علامه طباطبایی مردود دانسته‌اند و از آن دفاع نکرده‌اند، که دلیل آن مشخص نیست.

  در مجموع، به نظر بنده لازم است قبل از اجرایی شدن این طرح با ریشه‌یابی و بررسی نقاط ضعف و قوت و همچنین چالش‌ها، محدودیت‌ها و فرصت‌های عواقب اجرای آن، ابتدا یک اتفاق نظری حداقل در بین مسئولین محترم نظام به وجود آید و سپس آن را به مرحله اجرا درآورد و با احتیاط بیشتری با آن برخورد شود. در این راستا استفاده از نظرات خبرگان و صاحب نظران عرصه آموزش عالی کشور می‌تواند در تصمیم‌گیری نهایی بسیار موثر باشد. همچنین در این جلسه و جلسات مشابه می‌توان با ریشه یابی و تحلیل و نقد نظرات موافقین و مخالفین اجرای طرح تفکیک جنسیتی در دانشگاه‌ها و نیز ارزیابی عملکرد دانشگاه‌ها در این رابطه، خصوصاً پس از انقلاب اسلامی، راهکارهای جدیدی یافته و به مسئولین محترم ارائه طریق نمود.

  عماد ملکی نیا، دانشجوی دوره دکتری مدیریت آموزش عالی دانشگاه تهران، نیز در ادامه نشست به بحث پرداخت و گفت: من بیشتر از دیدگاه مدیریتی به این مساله نگاه می‌کنم و این که در دانشگاه، مثل تمام حوزه‌های دیگر جامعه، بهترین کسانی که می‌توانند برای آن تصمیم‌گیری کنند، جامعه دانشگاهی بالاخص اعضای هیات علمی دانشگاه هستند. اگر نگاه جامعی به طرح تفکیک جنسیتی بیفکنیم می‌بینیم کسانی که سردمدار این مقوله هستند، اغلب افراد غیر دانشگاهی هستند و اکثراً با روح دانشگاه بیگانه هستند و یا در محیط دیگری تربیت شده‌اند و آموزش دیده‌اند و حالا می‌خواهند برای یک محیط آکادمیک تصمیم بگیرند و یا در بهترین شرایط می‌توان گفت کسانی هستند که دیدگاه مهندسی داشته و متخصص در رشته‌های فنی و مهندسی هستند که جامعه و مولفه‌های آن را به صورت سخت افزاری و مکانیکی در نظر گرفته و برای مسائل و مشکلات آن نیز راه حل‌های سخت افزاری تجویز می‌کنند. این در حالی است که مقوله تفکیک جنسیتی یک امر کاملاً اجتماعی است که ماهیت آن نرم افزاری بوده و بنابراین بایستی توسط روانشناسان، جامعه شناسان، متخصصان تعلیم و تربیت و ... که در زمینه علوم رفتاری و اجتماعی دارای تخصص هستند مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته و برای حل مسئله راه حل‌های نرم افزاری که مورد توافق کلیه اعضای جامعه دانشگاهی باشد تجویز و ارائه کنند. اگر از زاویه دیگری به این مسئله نگاه کنیم در یکی از تقسیم‌بندی‌های علم سازمان و مدیریت، سیستم‌ها را به دو دسته سیستم فنی و سیستم اجتماعی تقسیم می‌کنند. در این میان می‌توان گفت که سیستم دانشگاهی یک سیستم اجتماعی است که تفاوت‌های زیادی با سیستم های فنی دارد. در سیستم‌های فنی، دورنداد، برونداد و فرایند تا حدود زیادی قابل پیش بینی و قابل کنترل هستند، ولی دانشگاه یک سیستم اجتماعی است که درونداد آن تا حد زیادی قابل پیش بینی و کنترل است، اما فرایند و برونداد آن را اگر بخواهیم پیش بینی و کنترل کنیم، محیط دانشگاهی را نابود کرده‌ایم. چون برونداد و پیامدهای پیش بینی نشده دانشگاه خیلی مهمتر و مفیدتر از پیامدهای پیش بینی شده آن است، ولی اکثر کسانی که برای دانشگاه و مسائل اجتماعی جامعه ما تصمیم‌گیری می‌کنند، دید مهندسی دارند و سعی می کنند درون داد، فرایند، و برون داد سیستم دانشگاهی را در کنترل درآورده و آن را به شدت قابل پیش بینی کنند. برای مثال بحث مهندسی فرهنگی را مطرح می‌کنند. مگر می‌توان فرهنگ را مهندسی و پیش بینی کرد؟ فرهنگ خودجوش و درونزا است و قابل پیش بینی نیست بلکه می توان آن را به شیوه‌ای نرم و نه سخت هدایت و تسهیل کرد. پیگیری این طرح به شیوه ای که توسط دست اندرکاران معرفی شده است باعث می‌شود یکی از مظاهر اصلی دانشگاه یعنی «استقلال آکادمیک» به خطر افتد، چرا که کسانی خارج از سیستم و محیط دانشگاه می‌خواهند در سیاست‌گذاری‌ها و جهت‌گیری‌های دانشگاه مداخله نمایند و دست اندرکاران دانشگاه مجبور خواهند بود که اوامر آنها را مورد تایید و پذیرش قرار دهند. از طرف دیگر من یک خوش بینی نسبت به این مسئله دارم و آن این است که در کشور ما هرچند وقت یکبار یک مسئله مُد می‌شود. مثلاً اوایل دولت، مسئله انتقال شرکت‌ها به شهرستان‌ها و کاهش جمعیت تهران را داشتیم. مدتی درباره زلزله و مدتی در مورد انتقال پایتخت صحبت می‌شد. تب هر بحثی بعد از مدتی می خوابد و به کلی فراموش می‌شود. خوش بینی من همین است که این امر هم به زودی فروکش می‌کند.

  آقای احمد داوری دیگر میهمان این نشست بود که با اشاره به این نکته که در جلسه مرکز پژوهشهای مجلس سعی کردیم که از گرایشها و دیدگاههای مختلف دعوت کنیم؛ اما باتوجه به مدعوینی که در جلسه حضور پیدا کرده بودند، در جمع بندی بحث، هیچ نظر موافقی ابراز نشد و در حسرت شنیدن نظر موافق تفکیک جنسیتی جلسه به اتمام رسید، گفت: در این جلسه نیز من منتظر بودم که کسی موافق با تفکیک باشد اما هیچ نگاه موافقی مطرح نشد. به همین دلیل سعی می‌کنم که خود را در جایگاه یک موافق قرار دهم، بدون اینکه نگاه ایدئولوژیک به موضوع تفکیک جنسیتی در دانشگاه داشته باشم، هر چند ممکن است دیدگاهی را که مطرح می‌کنم خیلی هم علمی نباشد. توضیح اینکه، این وضعیتی که حاکمیت برای دانشگاه‌های کشور در موضوع تفکیک جنسیتی تدارک دیده است، برآیند دیدگاه‌های خود ماست. به بیان روشن‌تر نگاهی که من و شما به دختران‌مان داریم متفاوت از نگاهی است که به پسران‌مان داریم و به همین دلیل برای هر یک از این دو گروه شیوه تربیتی متفاوتی اعمال می‌کنیم و برای آنها امکانات و محدودیت‌های متفاوتی در نظر می‌گیریم. مثلاً در حالی که استان یزد از حیث سهم پذیرش داوطلبان آزمون‌های سراسری در اغلب سال‌های گذشته در رتبه اول قرار داشته است، به لحاظ تعداد دختران پذیرفته شده در بین استان‌های کشور رتبه سی‌ام را احراز کرده است. اقوی دلیلی که می‌توان برای این تفاوت عنوان کرد این است که خانواده‌های یزدی کمتر راغب هستند که دختران‌شان را برای تحصیل به شهرهای دیگر روانه کنند. با این توضیح می‌توان نتیجه گرفت که حاکمیت تمرکزش روی تامین خواسته این درصد از جامعه است که هر چند اکثریت نیستند ولی اقلیتی معتقد و پی‌گیر قضیه محسوب می‌شوند. در همین ارتباط گفتنی است که این اقلیت لزوماً به تمامی ابعاد موضوع و تبعات تصمیماتی که گرفته می‌شود و آثار مترتب بر آن تصمیمات توجهی ندارند. به عنوان مثال در اوایل روی کار آمدن دولت نهم اولین سیاستی که وزیر علوم مطرح کرد این بود که دانشجویان دختر دانشگاهها، احیاناً برای دور ماندن از آسیب‌های اجتماعی باید به نزدیک‌ترین دانشگاه‌های شهر محل تولدشان منتقل شوند. این حرف گفته شد بدون این که بررسی شده باشد که چه تعدادی از دانشجویان دختر در بیرون از خانواده و شهر محل تولد خود در حال تحصیل هستند و اینکه اصولاً این جابه‌جایی چه تبعاتی دارد؟. همه استدلال‌ها هم در این خلاصه می‌شد که در وضعیت موجود این احتمال وجود دارد که تعدادی از دانشجویان دختر در این میان با مشکل مواجه شوند. حال آنکه در مقابل این استدلال مطرح بود که شما ببنید که چقدر دختران ما در این ماجرا توانمند شده‌اند. اکثریت آنها به حدی از اعتماد به نفس رسیده‌اند که می‌توانند به تنهایی سفر کنند، با افراد مختلف جامعه مراوده داشته باشند و داد و ستد کنند، بدون اینکه خللی به حیثیت آنها وارد شود. حال آنکه در سه چهار دهه قبل از این، بخصوص در شهرهای کوچک این تصور وجود نداشت که یک دختر بتواند وظیفه تهیه مایحتاج خانواده را عهده‌دار شود. دختران امروز خیلی متفاوت از دختران دیروز هستند، می‌توانند به تنهایی و بدور از خانواده خودشان را اداره کنند و در مواجهه با پیشامدهای احتمالی از خودشان حفاظت و حراست کنند و تمامی نیازهای خود را راساً برآورده سازند. این توانمندی و رشدی که به وجود آمده است و معمولاً دیده نمی‌شود، دستاورد ارزشمندی است که بی تردید بخشی از آن معطوف به آموزش عالی است. در مورد تفکیک جنسیتی نیز همین قضیه عیناً مطرح است. به نظر من این اختلاط که در محیط سالم و کنترل شده دانشگاهی وجود دارد برای رشد طرفین مفید است. دختر و پسر در این ارتباط به رشد شخصیتی دست می یابند، جایگاه و حد و مرزشان را پیدا می‌کنند و می شناسند. اما در شرایط تفکیک جنسیتی، این حد و مرز در یک محیط پالوده و گزینش شده تعریف نمی‌شود و شکل نمی‌گیرد. یعنی دختران ما اجازه دارند که مثلاً به خرید بروند و یا در جایگاه‌ها و گذرگاه‌های مختلف با جنس مخالف مراوده کاری داشته باشند، اما اجازه ندارند با همکلاسی خود که یک دانشجوی پسر است صحبت کنند.

  تفکیک جنسیتی در عین حال می‌تواند به عنوان یک مسئله ضد کیفیت مطرح باشد و تبعات سوئی به دنبال داشته باشد، با این توجیه که اگر تفکیک جنسیتی به اجرا گذاشته شود ناگزیر در مرحله بعد، بایستی در گزینش دانشجو سهمیه بندی اتفاق بیفتد. مثلاً اگر در رشته مهندسی معدن یک دانشگاه 20 پسر و 5 دختر پذیرش شده باشند، در اجرای تفکیک جنسیتی ، یا باید 5 دختر را حذف کرد و یا به جای 7 پسر، 7 دختر را پذیرش کرد تا بتوان آنرا به دو کلاس تبدیل کرد، که این اقدام در هر دو صورت به معنی تضعیف ورودی‌ها است زیرا در سهمیه بندی دیگر بالاترین نمره ملاک قبولی نمی‌تواند باشد، بلکه ملاک نمره در سهمیه است. در مرحله بعد از این اتفاق تفکیک جنسیتی به استادان تسری پیدا می کند، چرا که این بحث مطرح می‌شود که کلاس‌های دخترانه بهتر است که استاد مرد نداشته باشد. پس در استخدام‌ها هم معیارهای گزینش علمی استادان زن، تسهیل می‌شود و به تبع آن معیارهای گزینش علمی مردان سخت تر می‌شود. به همین ترتیب قابل پیش بینی است که احتمالا هیات موسس و هیات امنای موسسات غیر دولتی غیرانتفاعی دخترانه نیز حتماً باید زن باشند.

  دکتر توفیقی در تایید صحبت‌های آقای داوری اضافه کرد: آقای داوری نکته مهمی را گفتند. من یادم آمد در همان جلسه یکی از اعضاء جمله‌ای را از قول آیت الله جوادی آملی گفت. البته من خودم آنرا ندیدم اما ایشان قاطعانه می‌گفت که آیت الله جوادی آملی گفته‌اند که «ظاهر جامعه انعکاس باطن مسئولین است». من از این جمله این برداشت را می‌کنم که اگر تحلیل شما این است که ظاهر جامعه فاسد است، باطن مسئولین هم همان طور است. نمی‌دانم این جمله در کدام سخنرانی گفته شده است اما جمله قابل تامل و عمیق و هشدار دهنده‌ است. در جریان آن بحث‌ها من تعبیری داشتم که در مفاسد و ناهنجاری های اجتماعی، جایگاه بحث حجاب کجاست؟. الان در جامعه ما گناهانی به مراتب شدیدتر از بحث تفکیک جنسیتی در دانشگاهها در حال اتفاق افتادن است. به نظر من گناهانی که به مراتب ویران کننده تر هستند و مسئولین هیچ عکس العملی نشان نمی‌دهند و از بین این لیست ناهنجاری های ویران کننده مثل دروغ، تهمت، غیبت، مفاسد اقتصادی واقعاً ویران کننده که در بده و بستان‌های سیاسی لاپوشانی می‌شوند، جوانان این مسائل را می‌بینند و ما یکدفعه تلاش می‌کنیم که آنها را تفکیک جنسیتی کنیم، نتیجه آن می‌شود که اکثر جوانان دیگر اعتمادی به ما ندارند و حرف پذیر نیست و می‌گویند بروید اول ناهنجاری های خودتان را اصلاح کنید بعد سراغ ما بیایید.

  دکتر سعید سمنانیان، دبیرکل جمعیت و استاد دانشگاه تربیت مدرس، در ادامه جلسه به بررسی این موضوع از نگاهی دیگر پرداخت و گفت: به موارد مهمی اشاره شد، اما به نظر من به این قضیه پرداخته نشد که آیا ما فکر کردیم که اگر این طرح در حد وسیع – نه در حد دانشگاه الزهراء (س)- پیاده شود و جواب ندهد و موفق نباشد، چه اتفاقی خواهد افتاد؟. چون هیچ تضمینی نداریم که این طرح موفق باشد. در دنیا هم در هفتصد سال گذشته که دانشگاه سابقه دارد، این چنین نمونه‌ای نداریم که فلان کشور این کار را انجام داد و موفق بوده است. جسته و گریخته در دنیا دانشگاه زنان وجود داشته است مثلاً در توکیو دانشگاه زنان وجود دارد و دانشگاه مردان هم خیلی اندک داریم. اما تجربه این که کل آموزش عالی یک کشور تفکیک جنسیتی بشود تا حالا وجود نداشته است. در شرایط کنونی، نمی‌توانیم بگوییم این امر حتماً با موفقیت روبرو می‌شود. باید به این نکته توجه شود که اگر با عدم موفقیت روبرو شود عوارض و تبعات آن چقدر خواهد بود. چون مهر اسلامی روی آن است با زور می‌خواهیم آنرا نگه داریم. این طرح با توجه به عدم موفقیت‌هایش، به خاطر همان ملاحظاتی که آقای داوری نیز به آن اشاره کردند، همچنان باتعصب تلاش خواهد شد که این پروژه شکست خورده حفظ شود و با بها و هزینه های بسیار بالا، با عوارض بدتر و در آخر علی‌رغم تمام این هزینه ها، با هزینه بالایی برای نظام که تایید دیگری خواهد بود بر این نکته که مثلاً نظام اسلامی نمی‌تواند با چارچوب‌های اسلامی جامعه را اداره کند و نهایتاً با این مهر مجبور به عقب نشینی و برگشتن به سرجای فعلی خواهیم شد. من تحقیقی را که آقای دکتر اخوان گفتند را از این زاویه نیز ضروری می‌دانم که با یک کار پژوهشی، بررسی کارشناسی‌ایی انجام دهیم و همه جوانب قضیه را بررسی کنیم. ما انتظار داریم که وزارت علوم کار تحقیقاتی بکند. اگر روشی هست که سالهای سال است در دانشگاه‌های دنیا تجربه شده است و جواب داده است اگر مقداری بی ملاحظه و کودتایی به طرف آن برویم، ریسک کمی دارد. اما اگر کاری در دنیا تجربه نشده، تا به حال در سیستم مدرن دانشگاهی هیچ کشوری نداریم که کل سیستم آموزش عالی تفکیک جنسیتی شده باشد، و وزارت علوم می‌خواهد این پروژه را بدون کار کارشناسی انجام بدهد، بسیار بد است. البته در هر جایگاهی دیگری، اقدام عملی و دستوری اگر بدون کار کارشناسی باشد، بد است. اما در مورد وزارت علوم به عنوان جایگاه علم یک کشور بسیار بدتر است و من فکر می‌کنم به عوارض آن توجه لازم نشده است.

  سپس محسن طاهری، دانشجوی دوره دکتری آینده پژوهی دانشگاه تهران، از دیگر علاقمندان شرکت کننده در این جلسه به بحث در این خصوص پرداخت و گفت: اول جلسه تفکیک داشتید در مورد افرادی که در این جلسه شرکت داشتند که یا صاحب نظر هستند یا علاقمند. من جزء علاقمندان هستم و صحبت‌های من بیشتر از نظرات بزرگوارانی که اظهارنظر کردند وام گرفته شده است. به اضافه این که تجربیاتی که در دانشگاه و خوابگاه داریم نیز به آن اضافه شده است. من فکر می‌کنم که تفکیک جنسیتی کاملاً از یک ایدئولوژی می‌آید و ایدئولوژی برای این که خودش را اثبات کند، احتیاجی ندارد که ببیند آیا در دنیا تجربه موفقی صورت گرفته است یا خیر؟. مثلاً در الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت، شاخص‌های پیشرفت و توسعه متفاوت از سایر کشورها است. میزان شرکت کنندگان در مجلس عزاداری برای ما یک شاخص پیشرفت و توسعه محسوب می‌شود در حالی که در دنیا اصلاً این شاخص وجود ندارد. به نظر من از لحاظ روش شناسی این قبیل جلسات نوعی روش تحقیق ؛ روش دلفی و برین استورمینگ است که نظرات برگشت داده می‌شوند. و به نظر من ایدئولوژی نیازی به این نمی‌بیند که ما یک طرح را با توجه به یک جامعه آماری تمام دانشجویان کشور داشته باشیم و بعد بگوئیم مثلاٌ نود درصد دانشجویان ما مخالف هستند. تفاوت بین عقل و نقل اینجاست. بیشتر چیزی که مطرح می‌شود صحبت‌های نقل شده است که زیاد خودش را درگیر این نمی‌کند که آیا از نظر عقلی اعتبار دارد یا خیر؟. یعنی معیار سنجش خود را عقل نمی‌داند و در حقیقت همان دغدغه‌هایی را که آقای آریا گفتند را مطرح می‌کند. در این قبیل جلسات ما حالت واکنش‌گرایی داریم نه کنش‌گرایی و در تایید صحبت‌های آقای داوری باید اضافه کنم، که آن چیزی که ما در مورد آن صحبت می‌کنیم این است که اتفاقی افتاده حالا ما باید چکار کنیم؟ بیانیه بدهیم و مثلاً در این بیانیه چه بنویسیم. در سهمیه‌ها دستکاری عمدی می‌شود و این امر در دانشگاه علم و صنعت در حال اتفاق افتادن است و به مراتب خیلی خطرناک‌تر از تفکیک جنسیتی است. به عنوان یک پیشنهاد؛ خوب است که در این قبیل جلسات، نسبت به آن چیزی که قرار است اتفاق بیفتد بیشتر فکر کنیم و تا جایی که می‌توانیم ذهن ها را آماده کنیم که ممکن است این تصمیم‌گیری‌های غلط منجر به چه قضایایی شود و این بهتر از یک حالت واکنش‌گری نسبت به یک اتفاق است. مسلماً این امر چون پشتوانه عقلی ندارد به نظر من دوام چندانی نخواهد آورد. اما چیزهای خطرناکتری در حال اتفاق افتادن است مثل؛ بالا رفتن نرخ همجنس بازی در خوابگاه‌ها مخصوصاً در دانشگاه‌های تک جنسیتی، یا بالا رفتن آمار دختران فراری در شهرهایی که مذهبی‌تر هستند.

  دکتر توفیقی در ادامه خاطر نشان کرد: مشکل این است که یک موجی بلند می‌شود و این موج آثار خود را بر روی جوانان می‌گذارد. بعد این موج می‌خوابد اما آثار آن باقی می‌ماند. یعنی اعتماد دانشجو از من و شما سلب می‌شود و ارزشی برای حرف‌های ما قائل نمی‌شوند. به طوری‌که اغلب در فکر گرفتن پذیرش و خروج از کشورهستند. آن امر دیگر برگشت ناپذیر است. یعنی ما متاسفانه ناشیانه، حرف‌های نپخته‌ای را در جامعه مطرح می‌کنیم که آثار ماندگار بلند مدت ایجاد می‌کند و افراد از نظام و اسلام دلسرد می‌شوند و بعد موج می‌خوابد اما آن آثار همچنان باقی است و این خطر است.

  سپس دکتر محمد حسن احمدی، دکتری جامعه شناسی و عضو هیئت علمی پژوهشگاه زلزله شناسی، گفت: دیدگاه من از جهاتی با جمع متفاوت است. به نظر من این طرح نه ایدئولوژیک است و نه علمی. من قبل از پیروزی انقلاب تاکنون با جامعه دانشگاهی محشور بوده‌ام و سابقه مدیریتی در دانشگاه علامه و ملی سابق (شهید بهشتی کنونی) را دارم و رشته‌ام «جامعه شناسی وسایل ارتباط جمعی و فرهنگ» است و به این جهت روی این مساله تامل کرده‌ام. مبنای مساله از نگاه مردم‌شناسی، یک مساله قومی و قبیله ای است. یک باور و یک نگاه جنسیتی به زن است. فقط هم در مورد تفکیک جنسیتی در دانشگاه‌ها نیست. ما در همه عرصه‌ها با آن مواجه هستیم. دیروز خاخان اعظم اسراییل، شنیدن صدای زن را برای سربازان اسرائیلی تحریم کرد. این مسئله در سایت‌ها نیز اعلام شد و جنجالی هم ایجاد کرد. این در واقع یک نگاه سنتی و ریشه دار در بین اقوام است که روی مذاهب سوار شده است و در واقع تحمیل شده است. این در حالی است که ما در صدر اسلام خدیجه را داریم که در زمینه اقتصادی یک فعال اقتصادی بزرگ است. عایشه را داریم که در زمینه سیاست واقعاً در دوره خودش جز نفرات شاخص بوده است. حتی هند را داریم که جنگجو و نظامی بوده است. مسلماً شخصیت این زنها نمی‌توانست بدون حشر و نشر با مردان در نظامی‌گری، سیاست و اقتصاد برجسته باشد. این نگاه جنسیتی به زن از جوامع بدونی به ما منتقل شده است و به تدریج رنگ و بوی مذهب به خود گرفته است و در بدنه سنتی جامعه به شدت نفوذ دارد و برخلاف آنچه آقای دکتر سمنانیان گفتند، موفق خواهد بود و جامعه هم از آن استقبال خواهد کرد. یزدی‌ها بالاترین درصد پذیرش در دانشگاه‌ها را دارند اما دختران شان کمترین درصد را به خود اختصاص داده اند. در حالی که دختران تقریباً 70 درصد کل پذیرفته‌شدگان دانشگاه‌ها هستند. بدنه سنتی جامعه یعنی پدر و مادرهای جامعه سنتی- شهرستانی- از این طرح استقبال خواهند کرد و طرح به نظر من موفق خواهد شد. حالا این که دولت چرا انکار کرده است به نظر من مسئله حاشیه‌ایی است که با آن کنار خواهد آمد. به هر حال من شنیدم که در دانشگاه علم و صنعت مثلاً در رشته معماری، ورود خانم‌ها به دوره روزانه را قطع کرده است و اگر خانم‌ها بخواهند وارد این رشته شوند باید در دوره شبانه پذیرش شوند. من فکر می‌کنم نباید به این مسئله برچسب ایدئولوژیک زد. این امر در فرهنگ و باورهای سنتی همه ما هست. یادم است که من زمانی مشاور آقای لاریجانی در زمان وزارت فرهنگ ایشان بودم. در شورای سیاستگذاری فرهنگ، درباه فرهنگ و سینما و مطبوعات بحثی بود و من آنجا آماری دادم که خیلی موج مخالفت‌ها را برانگیخت و بعداً صحت آن اثبات شد که دو سوم دختران محصل ما تجربه معاشرت با جنس مخالف را دارند. بعدها ریاست سازمان ملی جوانان آمارهای رسمی آنرا، بعد از انجام تحقیقات ملی ارائه دادند و دقیقاً عدد نزدیک به هفتاد درصد را درآوردند. در دبیرستان‌ها که دختران و پسران مختلط نیستند اما تجربه معاشرت با جنس مخالف حتی به صورت حاد آن مطرح است و در مجموع من فکر می‌کنم این موضوع یک بحث کاملاً سیاسی است برای برانگیختن بدنه سنتی جامعه و برای حمایت از جریانی که تلاش می‌کند استمرار پیدا کند. به همین جهت نباید توقع داشته باشیم که بحث ما شنونده‌ایی که از روی خرد به آن توجه کند و تصمیم بگیرد، داشته باشد. واضح است قرنطینه در هر عرصه‌ای موجب می‌شود که آسیب پذیری شخص مورد قرنطینه قرار گرفته افزایش پیدا کند. آدمی که زیر چادر اکسیژن رشد کرده است به محض برخورد با اولین آلودگی بیمار می‌شود. حتی اگر فرض کنیم دانشگاه موجب فساد دختران ماست، این به نوعی واکسیناسیون است و اگر قرار باشد قرنطینه صورت بگیرد در برخورد با جنس مخالف خود باخته خواهند شد و آسیب پذیری‌شان افزایش می یابد. این طرح به نظر من قطعاً پیش خواهد رفت و یکی از عرصه های موفقیت و استمرار جریان شناخته خواهد بود.

  در ادامه جلسه،  بهزاد محمدی نژاد به بحث و ارائه نظرات خود پرداخت و گفت: تفکیک جنسیتی از نگاه من موضوع تازه ایی نیست که ما با این شتاب در مورد آن بحث کنیم. آموزش و پرورش ما در دوره‌های ابتدایی، راهنمایی و متوسطه تک جنسیتی است و نمی‌دانم چرایی مسئله آنجا چرا مطرح نبوده است؟. آیا در آنجا این موضوع آسیب شناسی شده است؟. در آموزش عالی که این بحث اخیراً مطرح شده است و جریان‌های فکری به آن دامن زده اند. البته در دوره‌های قبلی هم مطرح بوده است. اما پرداختن به موضوعاتی از این دست مربوط به زمان خودش است. مثلاً جریان فکری حاکم کنونی و کسانی که در آن طیف قرار می‌گیرند، معتقدند که برای این اعتقادشان ارزش قائلند و این اعتقاد درست است و طیف دیگر در واکنش به کنش طیف قبلی، از جریان فکری خودشان دفاع می‌کنند و هیچ کدام استدلال نمی‌کنند و نظری نمی‌دهند که این جریان را تعدیل کند. اگر این مساله اتفاق می اتفاد ما مساله آموزش و پرورش را حل می‌کردیم. مثلاً من در دوره قبل از انقلاب محصل بودم و در مدرسه‌ایی درس می‌خواندم که مختلط بود اما این امر در آن زمان موضوعیت نداشت. ولی بعد از انقلاب، که دارای آرمان‌هایی بود و برخاسته از دیدگاه خاصی بود، به این اندیشه دامن زده شد. ممکن است دین یهود هم با آموزه‌ها و اعتقاداتش بر این اندیشه دامن بزند، من فکر می‌کنم باید بحث را به سمت دیگری بکشانیم. این که من دیدگاه خودم را بگویم و شما دیدگاه خودتان را و دوستانی که در حوزه علمیه هستند، دیدگاه خودشان را مطرح کنند، قطعاً برای آحاد جامعه نتیجه‌ای در برنخواهد داشت. انتظاری که از جامعه دانشگاهی می‌رود این است که این دو نگاه را تعدیل کند. افراد و نهادهایی که مولد اندیشه‌اند باید بی طرفانه و بدون نگاه باوری و اعتقادی، بررسی کنند که این تفکیک از نظر اجتماعی، یادگیری و آموزش و ... چه پیامدهایی دارد. این موضوع اصلاً بحث تازه ای نیست بلکه فقط باید در بستر خودش تعریف شود. اگر این بحث موضوعیت داشت چرا ما در بحث آموزش و پرورش این قدر شتاب نگرفتیم.

  دکتر جاودانی در پاسخ به این بحث خاطر نشان کرد: بحث‌های فراکنشی را ما اینجا انجام نمی دهیم. چون این بحثها در پژوهش‌های ما بازتاب پیدا می‌کند. برای این که یک انجمن حیات اجتماعی هم داشته باشد، این بحث‌ها در این جلسات مطرح می‌شوند، مثلاً بحث دکتر سمنانیان که یک هشدار بود که اگر این طرح موفق نشود چه پیامدهایی خواهد داشت؟ و یا بحثهای آقای محمدنژاد، واقعیت این است که این بحث‌ها در آن دوره مطرح نبود یا آمارهایی که دکتر احمدی ارائه دادند که هفتاد درصد دختران در دوره دبیرستان معاشرت با پسران داشتند، نیازمند برخوردهای واکنشی است و باید هم باشد. به دلیل همان کودتایی اندیشیدن‌هایی که در تصمیم‌گیری‌های ما وجود دارد. من با نظر آقای دکتر احمدی بسیار مخالفم. به نظر من درست است که جامعه ایران مردسالار است و اندیشه‌های مردسالاری در آن حاکم بوده است، ولی آیا این اندیشه ها هنوز با همان شدت وجود دارد؟ برای من این نکته قابل تردید است. علایم آن نیز قابل ملاحظه است. وانگهی حتی در تاریخ ایران مثلاً در جنوب، شمال، در میان عشایر و بسیاری دیگر از نقاط ایران، زنان دوشادوش مردان کار می‌کردند و حتی در اجتماعات محلی نیز مشارکت فعال داشته اند. در حالی که در بسیاری از جوامعی که امروزه پیشرفته تلقی می‌شوند، زنان نقش بسیار کمتری در اجتماع داشته اند. رضا براهنی کتاب «تاریخ مذکر» را نوشته است و در تاریخ ایران این بحث را طرح کرده است. اما این بحث فقط مختص ایران نبوده بلکه در همه جای دنیا بوده است. من در بحثم به تغییر ساختارهای اجتماعی در ایران اشاره کردم و منظورم همین بود. مگر چند درصد از جامعه ایران را پدر و مادرهای جامعه سنتی تشکیل می‌دهند؟ جامعه ایران جامعه‌ایی جوان است و و یافته‌های پژوهشی بیاگر آن است که شکاف نسلی در آن روز به روز افزایش می‌یابد. اگر 60 درصد جامعه ما جوانان باشند پس آنها این طرف قضیه هستند و بنابراین این طرح لزوماً با موفقیت همراه نخواهد بود.

  به اضافه این که توجه کنید که کارهای پژوهشی که در ایران انجام شده است در خصوص این که گرایش بچه‌ها به آموزش عالی چیست؟، بیشترین سهم به بحث «محیط اجتماعی» اختصاص یافته است. چرا که برای جوانان در خانه‌هایشان محیط اجتماعی فراهم نبوده است، آقای حج فروش و همکاران‌شان در آموزش و پرورش دو یا سه کار پژوهشی در این خصوص با مقایسه با سایر کشورها انجام دادند و مثلاً در ژاپن کسب علم و کسب ثروت انگیزه بوده است، اما محیط اجتماعی کمترین اهمیت را یافته است و در ایران دقیقاً برعکس است. اگر این محیط اجتماعی را هم از جوانان ایرانی بگیرید یکی از آسیب های دیگر آن این است که ممکن است این اشتیاق به آموزش با این انگیزه را از دست بدهیم.

  بحث این است که منع، اشتیاق می آورد. در یکی از جلسات شورای عالی انقلاب فرهنگی، مدیر روابط عمومی و وزارتخانه نقل می‌کرد که در خصوص ناهنجاری های جنسی که در حوزه هم وجود دارد و آقای دکتر معین این بحث را مطرح کردند و آماری نیز ارائه دادند، پس ناهنجاری‌هایی که حتی عرف جوامع غربی هم نمی‌پذیرد افزایش پیدا می‌کند. این بحث جداسازی از نظر من اساساً موفق نخواهد بود و بحث مهمتر این است که یک گام به سمت فراکنشی برویم و این بحث در آموزش‌های قبل دانشگاهی هم می‌تواند باشد. آقای محمد نژاد به طور مستتری این بحث را مطرح کردند. من قبل از انقلاب، در مدرسه‌ای که هم دختر و هم پسر در آن درس می‌خواندند سپاه دانش بودم اما یک مورد مشکل نداشتیم. اما الان گزارش‌های از این قبیل مسائل حتی از مهد کودکها به گوش می‌رسد. در واقع این منع، حساسیت و این که تابویی را در هم شکستن، در اسلام هم به آن اشاره شده است که انسان نسبت به چیزی که منع می‌شود، حرص پیدا می‌کند و این نگاه جنسیتی هم که اوج گرفته است ریشه‌اش در همین منع ها است که بخردانه نبوده است و به اینجا رسیده است. به نظر من طرح مذکور اساساً به لحاظ امکان سنجی مردود است، اما یک استفاده سیاسی دارد که دوستان نیز به آن اشاره کردند که در بخشی از جامعه نیز ممکن است پایگاهی داشته باشد و نکته آخر این که: آقایانی که دغدغه دین و اسلام دارند، خودشان کجا درس خوانده‌اند؟ در یکی از نشریات اخیراً آماری آمده بود در خصوص تعداد بچه‌های مسئولین درجه یک فعلی کشور که در خارج از کشور درس می‌خوانند، که بالا و قابل توجه بود. اگر این بد است چرا شما بچه‌های تان را به محیطی می‌فرستید که حجاب و کنترلی در آنجا وجود ندارد. اگر بد است چرا خودشان رفته‌اند؟ اگر این کار آسیب‌زا است چرا خود آنها اولین گام‌ها را برداشته اند و این امر را تشویق کرده اند. لذا این بحث به نظر من ریشه ایدئولوژیک نیز ندارد.

  در پایان این جلسه دکتر توفیقی، به جمع بندی بحث‌ها پرداخت و خاطر نشان کرد: این انجمن یک سامانه است برای طرح نظرات و این نظرات فقط یک شروع برای توسعه این گفتمان است. مهمترین پیشنهادمان به وزارت علوم این است که این بحث‌ها را عمومی کند، به پژوهش تبدیل کند و اجازه بدهد که افکار عمومی و دانشجویان درگیر این بحث شوند. من در مرکز پژوهش‌های مجلس هم اشاره کردم که این بحث به این مهمی تا حالا در کدام جلسه دانشجویی طرح شده است؟ باید دانشجوها را در این بحث مشارکت داد. چه بسا موافق طرح باشند. مشکلی که ما داریم و باید آنرا حل کنیم این است که برای تصمیمات‌مان پشتوانه‌های علمی و کارشناسی کافی ایجاد نمی‌کنیم. من خیلی مثبت می دیدم که مثلاً وزیر علوم در بحث بازنشستگی، کنکور و ... جامعه را درگیر بحث کند و بخواهد نظرات متفاوت را بشنود و به جای این که یکباره و تنها با دو مشورت محدود تصمیم بگیرد، اجازه دهد که جامعه درگیر بحث شود. ما این‌را تجربه کرده‌ایم که از گیر و دار این بحث‌ها نظریه‌های متعالی متولد می‌شوند. برای مثال در همین جلسه نظرات شخصی من بهبود پیدا کرده است چون دوستان دو ساعت است که در این باره بحث می‌کنند و با این که من بارها در این موضوع مصاحبه کرده‌ام اما در این جلسه نکات خیلی مهم و جدید گفته شد که قطعاً روی نظرات من تاثیر دارد. این مرحله گذار برای پخته شدن نظرات است. ما متاسفانه این کار را نمی‌کنیم و می‌خواهیم در اولین مواجهه با مشکلات، تصمیم‌گیری کنیم و اجازه نمی‌دهیم پشتوانه‌های علمی- نظری- کارشناسی به اندازه کافی متولد شوند.

  در جمع بندی بحثها یکی دو نکته مهم که دوستان به آن اشاره کردند را تکرار می‌کنم: اول این که کسانی که دارند نظریه‌پردازی این قضیه را می‌کنند واقعاً چه تفکری دارند؟. در تایید صحبت‌های دکتر جاودانی، گزارش آسیب شناسی این موضوع کجاست؟. واقعاً چه اتفاقاتی در کلاس درس افتاده است که راه حل آن تفکیک است؟. به نظر من کلاس درس یکی از سالمترین و پاکترین مکانها است. ما داریم برای کدام درد گزارش نشده‌ای نسخه درمان می پیچیم؟ توهمی است که متاسفانه ممکن است ناشی از تجربیات شخصی افراد محدودی باشد.

  متاسفانه رابطه زن و مرد را تقلیل دادن به جنسیت، این تعابیر «آتش و پنبه»، «گربه و گوشت» به عقیده من توهین به جمعیت دانشجویی است که آنها را تهدید ببینیم و بگوییم شما اگر در کنار هم باشید مفسده ایجاد می‌شود. این بدترین برخورد تربیتی یک نظام با مردم است. یعنی نازل ترین نگاه به مردم است که آنها را فقط با رابطه جنسی تعریف کنیم. نکته بعد این است: تعریف ما از تربیت چیست؟ تربیت یعنی توانمند سازی. یعنی اگر مشکلی در دانشگاه بین زن و مرد وجود دارد، راهش تفکیک نیست بلکه توانمندسازی است. آیا عملکرد ما در ریشه کن کردن اعتیاد موفق بوده است؟. آمارهای رسمی نشان می دهند که این مسئله روز به روز در حال بدتر شدن است. چون ما جوان‌ها را برای مقابله با مواد مخدر توانمند نمی‌کنیم بله سعی می‌کنیم بین آنها فاصله مکانیکی بیندازیم. به نظر من به جای این نگاه باید بگوییم دختر و پسر دو انسان هستند که عقل و شعور دارند و قابل توانمند شدن هستند برای این که رابطه سالمشان را تنظیم کنند. رابطه یک زن و مرد تنها در جنسیت خلاصه نمی‌شود. این رابطه می‌تواند علمی-فرهنگی-شناختی و متعالی باشد. من فکر می‌کنم ما فرافکنی می‌کنیم و برای جبران ضعف‌های خودمان دیگران را متهم می کنیم. ظاهراً بعضی ها برخوردهای خشن سخت افزاری را به توانمند سازی ترجیح می‌دهند. درحالی که سی سال است که جواب نداده است و من هم معتقدم که جواب نخواهد داد.

  در واقع تصور من این است که ما پشت ضعف‌های مدیریتی خودمان قایم شده‌ایم و داریم فرافکنی می‌کنیم. اگر ثابت کنیم که کلاس درس مختلط محل فساد است باید ما را مسئول بدانند که سی سال مسئولیت توانمند سازی را برعهده داشتیم و این کار را نکرده‌ایم. این بحث‌ها فقط برای شروع و دامن زدن به بحث و گفتگو و شکل‌گیری بحث‌ها و نظرات جدید برای محققین و پژوهشگران است. امیدوارم که این بحثها منتقل شوند و وزارت علوم سامانه‌ای برای بحث و گفتگو و تضارب آراء آزاد در جامعه علمی فراهم آورد. و نکته آخر این که آیین نامه‌های مصوب شورای انقلاب فرهنگی اسناد خوبی است. نگاه این مصوبات خیلی محتوایی-تربیتی و نرم افزاری برای درونی کردن ارزشهاست و این دقیقاً مخالف نظرات خشن بیرونی و تزریقی مانند طرح تفکیک جنسیتی است.

  تهیه گزارش: فاطمه عزلتی مقدم

  
تسهیلات مطلب
سایر مطالب این بخش سایر مطالب این بخش
نسخه قابل چاپ نسخه قابل چاپ
ارسال به دوستان ارسال به دوستان


کد امنیتی را در کادر بنویسید >
::
دفعات مشاهده: 5650 بار   |   دفعات چاپ: 906 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 207 بار   |   0 نظر
جمعیت توسعه علمی ایران Iranian Association for Scientific Development
Persian site map - English site map - Created in 0.065 seconds with 1073 queries by yektaweb 3600