با سلام   
جمعیت توسعه علمی ایران در حال بروز رسانی سایت و اطلاعات پایگاه می باشد 
در این راستا از همه اساتید و داتش اموختگان عرصه های علمی همچنین دانش پژوهان دعوت به همکاری و تمدید عضویت مینمایم .
:: ::
بخش‌های اصلی
صفحه اصلی::
آشنایی با انجمن::
اخبار انجمن::
کمیته علمی::
نقد و بررسی سیاست ها ::
اخبار علمی::
کتابخانه مجازی::
عضویت ::
آلبوم تصاویر::
پیوندها::
تسهیلات پایگاه::
ارتباط با ما ::
::
جستجو در پایگاه

جستجوی پیشرفته
..
آخرین مطالب بخش
:: تکلیف سوابق تحصیلی در کنکور ۹۸ مشخص شد؛ ۲۰ درصد قطعی و ۱۰ درصد مثبت
:: طراحی و اجرای "سیتا_سامانه یکپارچه سازی و توسعه کسب و کار ایران"
..

AWT IMAGE

  AWT IMAGE

 
:: گزارش نشست هم اندیشی «دانشگاه نسل سوم،دانشگاه کارآفرین» ::
 | تاریخ ارسال: ۱۳۹۳/۱۱/۱۵ | 

  گزارش نشست هم اندیشی دی ماه «دانشگاه نسل سوم،دانشگاه کارآفرین» AWT IMAGE

  جلسه نشست هم­اندیشی دی­ماه جمعیت توسعه علمی ایران با همکاری موسسه پژوهش و برنامه ریزی در آموزش عالی روز سه شنبه مورخ 30 دی 1393 با عنوان « دانشگاه نسل سوم، دانشگاه کارآفرین» در محل سالن کنفرانس موسسه برگزار شد و در آن دکتر کریمیان اقبال بحث خود را مطرح و جمعی از صاحب نظران به بحث و تبادل نظر در خصوص این موضوع پرداختند. آن­چه در ادامه می­خوانید گزارشی از مباحث مطرح شده در این نشست است.

  آقای دکتر مصطفی کریمیان اقبال ،عضو هیات علمی دانشگاه تربیت مدرس و فارغ التحصیل دکتری خاکشناسی از دانشگاه دیویس کالیفرنیا ، بحث خود در را این گونه آغاز کرد: بنده اعتقاد دارم که تفاوت کشورهای توسعه یافته و جهان سوم در سلسله مراتب سازمانی و حکومت آن ها نیست بلکه تفاوت در کردار و افکار افراد آن جامعه است، به عبارتی ذهن افراد جامعه توسعه یافته است. برای مثال ما می­توانیم کشوری مثل افغانستان را از نظر ظاهری به جایی همچون سوئیس تبدیل کنیم اما آیا سوئیس می­ماند؟ خیر، زیرا ذهن افراد آن جامعه سوئیسی نیست.

  در طی سال گذشته یکی از رسالت­های مهم من، سخنرانی در دانشگاه­ها برای تغییر نگرش همکارانم است؛ به عبارتی این حرکتی اصلاحی از پایین به بالاست. البته قرار نیست که این راه حل همه­ی مشکلات ما باشد بلکه فقط یک خط مشی برای بحث در جهت ترمیم رسالت دانشگاهها است.

  هدف از این سخنرانی حذف آموزش از رسالت دانشگاه نیست. آموزش رسالت اصلی دانشگاهها است. اما آموزش بدون پژوهش بی­معناست. ما سخن از آموزش مطابق نیاز جامعه را مطرح می­کنیم. خواسته­ی ما تبدیل شدن دانشگاه­ها به مراکز تجارت نیست بلکه رویکردی جدید در آموزش را ارائه می­کنیم. البته طبیعتا بعضی از علوم در لبه­ی مرزهای دانش حرکت می­کنند و دانشمندان فراسوی آن ها را نمی­شناسند اما این شامل همه­ی علوم نمی­شود.

AWT IMAGE

 

  ما از آموزش در دانشگاهها سخن می­گوییم اما منظور ما چه نوع آموزشی است؟در این جا از سیستم آموزش عالی آمریکا که عملکرد موفقی داشته است و بنده هم با آن آشنایی کاملی دارم الهام می­گیرم و از مقاله­ی Barry Schwartz با عنوان “What higher education should be for” در این خصوص استفاده می­کنم. او در این مقاله می­پرسد؛ هدف آموزش عالی در آمریکا باید چه باشد؟ اگر این روند فعلی ادامه پیدا کند آینده­ی آموزش عالی آمریکا مشخص است. ما افرادی را آموزش می­دهیم و مدارک حرفه ای به آن­ها می­دهیم تا بتوانند به مشاغل مناسب دست پیدا کنند. با ادامه پیدا کردن این روند آینده ی آموزش عالی در آمریکا مثل باقی جهان خواهد بود.(و روح نو آوری که در آمریکا روی آن خیلی تاکید می­شود، خواهد مرد. معضلی که در کشورهایی مثل چین و ژاپن با آن روبه­رو هستند.) مسئولین شرکت­های تکنولوژی، افرادی با مهارت­های بالا را جذب می­کنند اما این کافی نیست. ما به افرادی نیاز داریم که بتوانند مشکل جامعه را درک و شناسایی کنند، بتوانند این مشکلات را به نحو مناسبی بیان کنند و تغییر ایجاد کنند و در نهایت جهت را عوض کنند تا به سمت آموزش­های پیشرفته­تر برویم. اگر اقدامی انجام ندهیم آموزش عالی در امریکا از بین خواهد رفت و دنیا جایی خواهد شد که خلاقیت در آن می­میرد و ما دنیای فقیرتری خواهیم داشت.

  در جهانی که به فکر بهبود آموزش عالی است(از جمله کشوری مثل آمریکا)، شایسته است که ما هم در ایران اقداماتی را در این رابطه انجام دهیم. اجازه بدهید به عنوان نمونه یک بررسی اجمالی از وضعیت آموزش عالی در یکی از رشته های کشاورزی که رشته اینجانب است داشته باشیم. این تحقیق در سال 92 توسط اینجانب و تعدادی از دانشجویان خاکشناسی صورت گرفت.

 

AWT IMAGE

  از سال 1370 تعداد دانشجویان این رشته به لحاظ کمی 10 برابر شده است هم چنین تعداد اعضای هیئت علمی و گروه­ها این رشته از همین رشد تبعیت می­کند. در خصوص ارزیابی کیفی نتایج زیر را به­دست آوردیم:

  · بیش از 90% ورودی­های خاک شناسی بیان کردند که این رشته انتخاب اول آن­ها نیست.

  · بیش از 70% ورودی های خاک شناسی اذعان داشتند که این رشته جزو ده انتخاب اول آن­ها نبوده است.

  در ادامه از آن­ها پرسیده شد آیا گذراندن دروس تخصصی خاک شناسی بر علاقه­ی شما به این رشته افزوده است ؟نمودار زیر حاصل پاسخ آن هاست:

AWT IMAGE

  در ادامه ی بحث ارزیابی کیفی از برنامه­ی این دانشجویان برای پس از فارغ التحصیلی سوال شد. پاسخ های زیر دریافت شد:

AWT IMAGE

  و در خصوص انگیزه­ی آن­ها از ادامه­ی تحصیل هم پرسش شد:

 

AWT IMAGE

  و در پایان ارزیابی رشد کیفی از دانشجویان تحصیلات تکمیلی در خصوص آینده­ی شغلی سوال شد. نظر آنها بر این بود که بازار کار برای فارغ التحصیلان خاک شناسی با مدرک کارشناسی بهتر است و کسی که دارای مدرک دکتری است شانس کمتری برای یافتن کار مناسب دارد.

AWT IMAGE

  •   در کشور ما تحصیل فرزندان برای خانواده­ها نسبت به دارا بودن شغل اهمیت کم­تری دارد. به همین خاطر جوانان ما تمامی مراحل تحصیلی را طی می­کنند بی آن­که شخصیت اجتماعی آنان در حین اشتغال شکل گرفته باشد.
  •    قهرمانان دانشجویان ما از میان چهره­های علمی و فرهنگی هستند و تعداد کمی از آن­ها افراد موفق در بخش­های اقتصادی را الگوی خود قرار می­دهند .به همین علت موفق­ترین و مستعدترین دانشجویان تصمیم به اخذ مدرک دکترا دارند. برنامه­های صدا و سیما نیز تصویری منفی از افراد موفق در صحنه­های اقتصادی به تصویر می­کشد. به راستی چه تعداد از ما، با کارآفرینان موفق جامعه­ی خود آشنا هستیم؟
  •    بخش اعظم اقتصاد کشور توسط دولت اداره می­شود و بخش خصوصی در آن ضعیف است. تاکنون اکثر فارغ التحصیلان دکتری علاقه­مند به جذب کارهای دولتی بوده اند. ورود به بخش­های دولتی براساس شایستگی نیست و مدرک مبنای اصلی استخدام است.

  بعضی­ها می­گویند که مشکل از سیستم و مدیران است. اما مدیران از دل همین جامعه برخاسته­اند. ما اگر فکرمان را اصلاح نکینم بهبودی در وضعیتمان حاصل نمی­شود. در شرایطی که همه­ی دنیا به فکر بهبود آموزش عالی خود هستند ما هم باید اشکالات را شناسایی کنیم تا بتوانیم گامی برای اصلاح آن برداریم. نکته­ی مهم این است که چه کسی باید مشکل را حل کند؟

  دکتر انتظاری: شما از این موضوع صحبت می­کنید که نقش تعیین کننده با دولت نیست. اگر آمریکا حکومت مستبدی داشت و آزادی در آن کشور وجود نداشت آیا بازهم تا این حد موفق بود؟ تفاوت بین کره­ی شمالی و جنوبی را چگونه ارزیابی می­کنید؟مردمانی از نژاد و فرهنگ مشابه که تفاوتشان فقط در حکومت­هایشان است.

  دکتر کریمیان اقبال: من تقریبا در تمام جلسات شاهد این بحث هستم. بحث بین صفر و یک نیست بلکه در این میان نقاط خاکستری وجود دارد. کشورهای زیادی از راه­های مختلف به پیشرفت دست پیدا کرده­اند. مسیرهای مختلفی برای رسیدن به توسعه وجود دارد.

  دکتر محدث خراسانی: از سال 1384 تا کنون یک نظرسنجی بر روی 70 نفر از دانشجویان سال چهارم رشته­های کامپیوتر و ریاضی دانشگاه امیرکبیر انجام شد. در این نظر سنجی در خصوص اهداف بلند مدت این دانشجویان سوال شد. در آبان ماه سال 1384 در حدود 80% آن­ها تصمیم داشتند در آینده کارهای اجتماعی و خیریه انجام دهند و یا مشاغل دولتی به­دست آورند و از این طریق ایجاد تحول نمایند. در سال 1390 که مجددا این نظر سنجی انجام شد، به تقریب 90% از دانشجویان قصد خروج از کشور به دلایلی همچون مهاجرت یا ادامه تحصیل را داشتند. سال جاری که این تحقیق صورت گرفت، نتایج متفاوت بود. نسبت افرادی که قصد خروج از کشور را داشتند به 30% رسیده بود، هم چنین درصد معقولی از جمعیت مورد بررسی قصد ادامه­ی تحصیل را داشتند اما نکته­ی جالب توجه این بود که درصد بالایی از افراد به دنبال ورود به بازار کار، کارآفرینی و کسب رفاه اقتصادی بودند. در این میان چند نفر از دختران و پسران بسیار مذهبی اهداف بلند مدت خود را ازدواج و صاحب فرزند شدن بیان کرده بودند. در نهایت به نظر می­رسد که فضای کنونی، فضای خوبی است و نسل جوان ما می­خواهد مسیر آینده اش را به نوعی معقول انتخاب کند.

  خانم دکتر هدایت: در تایید صحبت­های آقای دکتر کریمیان اقبال در خصوص نقش تعیین کننده­ی خانواده­­ها در ایجاد روحیه­ی کارآفرینی، مطلبی را عرض می­کنم که تحقیق علمی پشتوانه­ی آن نیست اما به شهود عینی شخصی بنده در سطح خرد برمی­گردد.در استان­های مختلف کشور ما تفاوت­های بسیاری در الگوهای تربیتی فرزندان وجود دارد. برای مثال شیوه­ی تربیت فرزند در استان های آذربایجان و اصفهان بر مینای نگرش هدفمند به آینده و کسب درآمد است. اما در استانی مثل خوزستان و بازهم برای مثال شهر آبادان – که البته بنده هم اهل همان خطه هستم- مردم دو گروه هستند؛ یک گروه مردم بومی آبادان و گروه دیگر شاغلین شرکت نفت. فرزندان کارمندان شرکت نفت در رفاه اقتصادی و اصطلاحا ناز و نعمت رشد می­کردند و خانواده تنها از آن­ها می­خواست تا درس بخوانند در صورتی که هم­ردیفان اقتصادی همان خانواده­ها در اصفهان فرزندانشان را برای تجارت تربیت می­کردند. اگر یک حساب سر انگشتی انجام دهیم خواهیم دید که مدیران رده بالا و کارآفرینان موفق ما، اغلب از خطه­های خاصی هستند.

  دکتر کریمیان اقبال: جامعه­ای پیشرفته است که افرادش پیشرفته فکر کنند و تا زمانی که سیستم عوض نشود اوضاع تغییر نمی­کند. برای مثال سیستم چین زیر سلطه­ی آمریکا نبود و تحول در درون خود این سیستم ایجاد شد. در کره نیز تعدادی افراد کلیدی پیدا شدند که تحول ایجاد کردند. می­خواهیم به این نتیجه برسیم که همه چیز را گردن سیستم نیندازیم. خودمان را حذف نکنیم. نیاز نیست تمام جامعه را تغییر دهیم تا تحول ایجاد کنیم بلکه کافیست افراد کلیدی را تغییر دهیم. هرنوع تغییری نیازمند تعدادی افراد کلیدی است که از دل جامعه بیرون می­آیند. کار بزرگی که امام خمینی برای کشور کرد این بود که "نگاه" داشت و به افراد نگرش متفاوتی داد.

  بنده اعتقاد دارم از دل متولدین دهه شصت افرادی برخواهند خواست که تحول ایجاد می­کنند و سکان کشور را در دست می­گیرند و این افراد را سیستم بالا نمی­آورد بلکه خودشان از دل این جامعه بیرون می­آیند.

  بیایید از خودمان بپرسیم "من چه کاری می­توانم انجام دهم؟" و بعد بپرسیم "ما چه کار می­توانیم بکنیم؟"

  اگر منتظریم که فضا آماده شود، سیستم عوض شود و بعد وارد صحنه شویم باخته­ایم. باید از خودمان شروع کنیم.

  برای مثال در یک دوره­ای در آمریکا استعمال دخانیات بسیار زیاد شد. مردم تصمیم به کاهش این مصرف گرفتند اما دولت به دلیل مسائل مافیایی با این موضوع مخالفت کرد. آمریکایی­ها به صورت خودجوش کمپینی تشکیل دادند و مطابق مصوبه­ی آن تصمیم گرفتند درصدی از مبلغ فروش هر سیگار را به تبلیغات ضد سیگار اختصاص دهند. این کار را مردم علیرغم عدم حمایت دولت انجام دادند چون به آن اعتقاد داشتند. به عبارت دیگر با سیستم جنگیدند که سلامت جامعه را حفظ کنند.

  دکتر ابراهیمی: شما از مردم صحبت می­فرمایید، اما مردم درگیر سلسله مراتب نیازهای زندگی شده­اند. ما باید در این فضای حاکم صحبت کنیم. اگر من فرزندم را مطابق اصول خاصی تربیت کنم و مدرسه و رسانه آموزش­های دیگری به او بدهند؛ او دچار تضاد و دوگانگی می­شود.

  دکتر کریمیان اقبال: صحبت از تغییر کل اقشار جامعه نیست. فعالیت­های قشری از جامعه می­تواند کل جامعه را تغییر دهد. به عنوان یک ایرانی نمی­خواهم منتظر شوم تا کسی بیاید و این قوانین و سیستم را عوض کند.

  در ادامه­ی بحث به این می­پردازیم که افرادی وارد دانشگاه شده­اند و طرز فکرشان تغییر کرده است. حالا افرادی نیستند که فقط منتظر دریافت مدرک باشند بلکه افرادی با روحیه­ی کارآفرین هستند. این افراد وارد تجارت می­شوند و اغلب شکست می­خورند. ما بستری فراهم کرده ایم که این افراد بتوانند موفق شوند به عبارتی سیستمی طراحی کرده­ایم تا به افرادی که میخواهند وارد محیط کسب و کار به خصوص از نوع دانش بنیان شوند و روش آن را بلد نیستند کمک کنیم. پارک­های علم و فناوری با این دیدگاه آغاز به فعالیت نمودند. اولین بار این پارک­ها را در اصفهان راه اندازی نمودیم و به علت موفقیت در عملکرد در بقیه کشور نیز پارک علم و فناوری و مراکز رشد تاسیس شدند.

  در حال حاضر صنعت، آمادگی ورود افراد جدید را دارد اما مشکل ما، عدم آمادگی دانشجویان و فارغ التحصیلان است. بحث دانشگاه کارآفرین که مطرح نمودم به همین موضوع برمی­گردد که باید فرهنگ کارآفرینی ایجاد کنیم.

 

AWT IMAGE

  ترویج فرهنگ کارآفرینی و آموزش تعیین برنامه­ی تجارتی و به عبارتی بحث ترویج و ارتقا دانشجویان، به تنهایی کافی نیست و نیازمند بستر است. بعضی از دانشگاه­ها این بستر را برای دانشجویانشان فراهم می­نمایند.

  آقای دکتر فیض بخش: در ابتدا باید بگویم که کسی که صرفا کار تئوری انجام می­دهد گاهی به ایده­آلی می­رسد که با واقعیت متفاوت است. بنده سال­ها در زمینه­ی کارآفرینی کار کرده ام و پشتوانه­ی صحبت­هایم اغلب تجربیات است تا نظریات تئوری.در سال 79 که وارد ایران شدم اولین مرکز کارآفرینی را در دانشگاه شریف تاسیس نمودم.

  من با این نظر که مسئولان ما افرادی ناشایست هستند و یا عملکرد نامناسبی داشتند مخالفم. این تفکر که همه­ی مدیران خائن یا ناشایست هستند به این می­انجامد که تنها راه پیش رویمان این باشد که از این کشور برویم. موضوع این است که ما در یک مسیر تکاملی هستیم. شاید در حال حاضر بهترین راه حل کارآفرینی باشد اما ممکن است ده سال دیگر ما در مورد چیزی صحبت کنیم که روحیه­ی کارآفرینی در دانشجویانمان به عنوان عامل منع کننده ظاهر شود. در اصل ما از یک پلکان بالا می­رویم. در گذشته چیزهای دیگری برایمان اهمیت داشت به همین علت مسئولان هم روی آن­ها تاکید داشتند اما حالا دیدگاهمان تغییر کرده است. ما کم کم اشکالات را می­فهمیم و رشد می­کنیم. مسئولان و مدیران کشور هم افرادی از دل همین جامعه اند. بیایید از خودمان شروع کنیم؛ مسئله­ی تب مدرک دکترا که جامعه را گرفته است به خود ما هم برمی­گردد. در گذشته هر استاد 2 یا 3 تا دانشجوی دکتری را قبول می­کرد اما حالا یک استاد نزدیک 30 دانشجو را می­پذیرد.

  در حال حاضر باید بر روی اکو سیستم کارآفرینی صحبت کنیم، یعنی سعی کنیم خودمان بستر ایجاد کنیم و نقش سیاست گذاران می­تواند یافتن افرادی باشد که در حوزه­های خاصی علاقه و تخصص دارندو مسئولیت را به آن­ها بسپارند.

  باید به جای غر زدن و منفی بافی، بیاییم و فکر کنیم ما برای تغییر و تحول وضعیت حاضر چه کار کرده­ایم؟ زیرا تفکر منفی مانع ایجاد خلاقیت است.

  دکتر کریمیان اقبال: بنده میخواهم به جنبه عملیاتی موضوع که در ایران در طی 15 سال گذشته تجربه کرده ایم برگردم. بنابراین به بحث ورود متقاضیان کارآفرینی و مراحل رشد برمی­گردیم. ورودی ما در این سیستم فرد متقاضی است که فکرش تغییر کرده و آماده شده، ما فضا ایجاد می­کنیم تا ببینیم از فکر و ایده­اش استقبال می­شود یا نه. 90% این افراد شکست خواهند خورد و 10% باقیمانده وارد بازر کار می­شوند. از آن جایی که 70-80% شرکت­ها در محیط­های واقعی شکست می­خورند، ما تا سه سال به شرکت­های نوپایمان کمک می­کنیم تا به استقلال برسند و بعد از سه سال وارد محیط واقعی تجارت می­شوند و از مجموعه جدا می­شوند.

 

AWT IMAGE

  آمار استقرار واحدهای فناوری به عنوان نمونه در شهرک علمی و تحقیقاتی اصفهان به شرح زیر می­باشد.

 

 

AWT IMAGE

 

  البته لازم به ذکر است که بعضی از این شرکت­ها در حوزه­ی علوم انسانی یا حوزه­های هنری و... فعالیت می­کنند و الزاما برنامه­ی تجاری آن­ها فنی نمی باشد.

AWT IMAGE

  نتایج حاصل از عملکرد ما در اصفهان بسیار مثبت بود:

 

AWT IMAGE

  •   در شرایطی که نرخ بیکاری فارغ التحصیلان بیش از 20 درصد است شهرک توانسته است با استفاده از کمتر از 100 میلیارد تومان از منابع عمومی بیش از 5000 شغل ایجاد کند .
  •  هزینه ایجاد هر شغل برای یک فارغ التحصیل دانشگاهی در شهرک علمی و تحقیقاتی اصفهان نزدیک به چهل میلیون تومان برآورد می شود.(یک چهارم آمارهای رسمی کشور برای ایجاد یک اشتغال معمول) 
  •  هر فارغ­التحصیل کارآفرین در شهرک می تواند یک کسب و کار دانش بنیان ایجاد کنتد و هرکسب و کار حداقل برای 10 ت 15 نفر شغل ایجاد کند.
  •  نرخ موفقیت یک شرکت تازه تاسیس در شهرک علمی و تحقیقتاتی اصفهان بیش از 70 درصد است، در حالی که خارج از شهرک این نرخ کمتر از 10 درصداست .

  تجربه شهرک در ایجاد ارتباط موسسات دانش بنیان با صنایع بسیار درخشان بوده است که خدمتتان ارائه می­نمایم:

  • بیش از 1150 پروژه­ی پژوهشی-کاربردی
  • حمایت از طرح­های ایده محوری(ساخت نمونه آزمایشگاهی):230 طرح
  • حمایت از تحقیقات در مرحله تولید نیمه صنعتی و تجاری سازی:100
  • حمایت از پروژه­های­ در زمینه فناوری اطلاعات و ارتباطات:130
  • اجرای پروژه های پژوهشی - فناوری جهت رفع نیاز صنایع و سازمان­ها که 220 مورد آن­ها سفارش فولاد مبارکه است.
  •  سایر موارد شامل طرح های آمایش استان، اعتبارات جشنواره شیخ بهایی و ... :80

  دانش فنی تجاری شده در این مرکز هم شامل موارد بسیاری می­شود:

AWT IMAGE

  از دل این برنامه­ها 37 صنعت بیرون آمد که چند نمونه از آن­ها را ذکر می­کنم:

AWT IMAGE

  دکتر اخوان: ما در حکومت دینی متولد شدیم و به ما آموختند که مقلد باشیم. متاسفانه این مقلد بودن در حوزه­های دیگر زندگی ما هم نفوذ کرد . من فکر می­کنم دوران آموزش و یادگیری تفکر کارآفرین از دوران دانشگاه نیست بلکه از کودکی و دبستان است. راه حل بهتر این است که همانند برخی از کشورها دانشجویان از بدو ورود بورسیه­ی ارگان مشخصی شوند و مشخص باشد که دانشجو پس از فارغ التحصیلی در شرکت نفت و یا... مشغول به کار خواهد شد. به عبارتی کارآفرینی به تقاضا هم وابسته است.

  دکتر کریمیان اقبال: مسئله­ی آموزش از دوران کودکی نکته­ی مهمی است اما در حال حاضر ما نسلی که به کودکانمان این تفکر را یاد بدهد، نداریم. پس باید از آموزش دانشجویان شروع کنیم و در دانشگاه­ها کسی را تربیت می­کنیم که به دبستان­ها برود.

  دکتر فراستخواه: بحث منطقه­ی خاکستری و تفکر گفتگویی مطرح شد. در منطقه­ی خاکستری سیستم و کنش­گر وجود دارد. سیستم یعنی کنش­گر به توان n . در حال حاضر نظریاتی بسیار فربه، جدید و پیشرو داریم که در منطقه­ی خاکستری صحبت می­کند و کنش را تبیین می­کند و به کنش­گر می­رسد و دیگر ساختار معنا ندارد بلکه ساختار شدن مطرح می­شود.استقلال دانشگاهی معنا ندارد بلکه استقلال دانشگاهی ایجاد کردن مفهوم می­یابد؛ و این همان کنش است. در نتیجه در منطقه­ی خاکستری کنش، بسیار حائز اهمیت است.

  کارآفرینی یعنی برخلاف میدان حرکت کردن، مخالف قواعد، برخلاف سیستم و خلاف جریان آب. کارآفرینی یعنی تحمل ابهام به این معنا که فرد ابهام­ها را می­پذیرد و ریسک می­کند. در نتیجه یعنی سیستم شرایط را ایجاد نمی­کند و فرد خودش کارآفرینی می­کند.

  آقای دکتر کریمیان بر روی ظرفیت آغاز تاکید کردند. جامعه­ی ایران ظرفیت آغاز دارد. نظریه­ی شبکه­ی اجتماعی می­گوید نقطه­ی آغاز وجود ندارد در نتیجه از هر جایی می­توان آغاز کرد.برای مثال من بگویم از دانشگاه شروع کنیم و شما بگویید از آموزش و پرورش آغاز کنیم. نقطه­ی ارشمیدسی که می­تواند دنیا را متحول کند در زیر پای هر فرد از این شبکه وجود دارد به شرط آن که دیدی از شبکه داشته باشد و بداند برای مثال آموزش پرورش هم وجودارد، فلان نهاد هم وجود دارد و...

  هرکدام از ما یک کنشگر هستیم. هر یک از ما باید کارگزار هوشیاری باشیم که در جهت تغییر، رشد و یادگیری حرکت می­کند.این بحث پیام اخلاقی نیست که بیایید از خودمان آغاز کنیم بلکه نظریات به این نتیجه رسیده­اند که باید نگاه ما سیستماتیک شود. بیایید محیط، ساختارها و شبکه را ببینیم و تغییر را باور کنیم. در منطقه­ی خاکستری همه­ی این عناصر باهم هستند.کارآفرینی ریشه در تفاوت­های فرهنگی جوامع دارد. برای مثال در یک فرهنگ اتناب از ابهام و عدم قطعیت کم است و در فرهنگ دیگر این ویژگی بیشتر است. اتناب از عدم قطعیت به این معناست که افراد این جامعه توانایی پایینی در کارآفرنی دارند.در سطح خرد فرد باید با عدم قطعیت­ها درگیر شود تا کارآفرینینماید.. در سطح میانه مسئله­ی فرهنگ و اسطوره­ها وجود دارد. در اسطوره­ها گفته می­شود که بازار محل تقلب و دوز و کلک است. گفته می­شود که پول چرک کف دست است و البته این را هم ریاکارانه می­گوید و در واقع به دنبال پول است. در فرهنگ بحث علم بهتر است یا ثروت وجود دارد و... اما درنهایت هیچ یک از این­ها نمی­گوید که شما کنش­گر نیستید. کنش­گر بودن نه به صورت اراده گرایانه با معنای رمانتیک بلکه به معنای کاملا علمی وجود دارد، همانگونه که شبکه­ی کنش گران وجود دارد. شبکه ای متشکل از افراد و اشیا که جامعه­ی ایران را ­می­سازند. در نتیجه کارآفرینی به شکل اجتماعی ساخته می­شود و هرکدام از ما گوشه­ای از شبکه هستیم. کارشناسانی هم حضور دارند که می­گویند تا زمانی که فضا رقابتی نباشد، مداخلات دولتی باشد، شفافیت بازار نباشد و سایر لازمه­های کارآفرینی نباشد، بدانید که باز هم باید کنش­گر باشید. پس به این ترتیب نظریات می­توانند باهم آشتی کنند.

  دکتر کریمیان اقبال: با تشکر از صحبت­های آقای دکتر فراستخواه و تعابیر زیبایشان در خصوص نقاط آغاز. به عنوان جمع بندی باید عرض کنم که حرف­های بنده بیشتر بر پایه­ی نتایج و دست­آوردهای عملی است تا تئوری. اگر احساس می­کنیم نیاز است تا ساختارها تغییر کند باید این تغییر را ایجاد کنیم. من نمی­توانم وزارتخانه را عوض کنم اما می­توانم در محیط اطرافم و یک دانشگاه تحول ایجاد کنم. موافقم که ما مشکلات زیربنایی داریم اما بر این نکته هم تاکید دارم که مدیران و افراد در راس هرم قدرت، افرادی متفاوت با ما نیستند.

  درسال گذشته ایده­ای در خصوص انتقال طرح­ها و ایده­های تجاری اساتیدی که نمی­خواهند وارد تجارت شوند به افراد دارای استعداد و روحیه­ی کارآفرینی، داشتم. دانشگا­ه­ها برای همکاری درخواست آئین نامه و منشور نمودند. ما یک مدل سازی برای تجاری سازی ایده­ها ارائه کردیم اما درنهایت هر دانشگاه باید باتوجه به ظرفیت­های خود روشی را پیش بگیرد. دانشگاه­های ما باید خودشان را باور کنن. ما باید باور کنیم که می­توانیم تغییر ایجاد کنیم.

 

برای مشاهده عکسهای نشست اینجا را کلیک کنید.

تهیه و تنظیم گزارش: راضیه عزلتی مقدم

  
تسهیلات مطلب
سایر مطالب این بخش سایر مطالب این بخش
نسخه قابل چاپ نسخه قابل چاپ
ارسال به دوستان ارسال به دوستان


CAPTCHA code
::
کلیدواژه ها: نشست هم انديشی جمعيت توسعه علمی ايران | مصطفی کريميان اقبال | پارک علم و فناوری | دانشگاه کارآفرين |
دفعات مشاهده: 2420 بار   |   دفعات چاپ: 483 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 0 بار   |   0 نظر
Iranian Association for Scientific Development
Persian site map - English site map - Created in 0.05 seconds with 46 queries by YEKTAWEB 3772