بخش‌های اصلی
صفحه اصلی::
آشنایی با انجمن::
اخبار انجمن::
کمیته علمی::
نقد و بررسی سیاست ها ::
کارگروه اقتصاد دانش::
اخبار علمی::
کتابخانه مجازی::
عضویت ::
آلبوم تصاویر::
پیوندها::
ارتباط با ما ::
تسهیلات پایگاه::
پست الکترونیک::
پیام ویژه::
::
جستجو در پایگاه

جستجوی پیشرفته
..
آخرین مطالب بخش
:: دومین همایش ملی آموزش عالی «سرآمدی آموزش» در دانشگاه تهران برگزار شد
:: نظام نامه پیوست فناوری و توسعه توانمندی های داخلی در قراردادهای بین المللی و طرح های ملی ابلاغ شد
..
کتابحانه مجازی

AWT IMAGE

..
الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت

AWT IMAGE

..
ساخت اقتصاد دانش در ایران

AWT IMAGE

..

AWT IMAGE

  AWT IMAGE

 
:: بررسی چالش های جامعه شناختی تحقق جامعه دانش بنیان در ایران ::
 | تاریخ ارسال: ۱۳۹۳/۱۰/۳ | 

  گزارش نشست « بررسی چالش های جامعه شناختی تحقق جامعه دانش بنیان در ایران»

  راضیه عزلتی مقدم *

 AWT IMAGE جلسه هم اندیشی آبان ماه جمعیت توسعه علمی ایران با همکاری موسسه برنامه ریزی در آموزش عالی و جمعیت توسعه علمی ایران روز سه شنبه مورخ 27 آبان1393 و در سالن کنفرانس موسسه، با محوریت موضوع «چالش های جامعه شناختی تحقق جامعه دانش بنیان در ایران» برگزار شد.

  سخنران این جلسه دکتر احمد بخارایی، عضو انجمن جامعه‌شناسی بریتانیا‌و عضو هیات علمی دانشگاه پیام نور در خصوص معرفی خود گفت: رشته من جامعه شناسی بررسی مسائل اجتماعی و مدرس جامعه شناسی مسائل آموزش عالی در مقطع ارشد هستم.دیپلم ریاضی و لیسانس فلسفه دارم و تحصیلاتم در مقطع کارشناسی ارشد و دکترا را در رشته جامعه شناسی به اتمام رساندم و از سال 59 تا الان در حوزه های مختلف اعم از صدا و سیما ، دانشگاه و... فعالیت داشتم و تعدادی سیاه مشق هم در این زمینه دارم.

  دکتر بخارایی با بیان اینکه در این جلسه گفتگویی دوطرفه برای اصلاح نظرات یکدیگر خواهیم داشت گفت: به زودی در زمینه عنوان این جلسه، پژوهشی پیمایشی با جامعه آماری کنشگران علمی یعنی اساتید دانشگاه‌های کشورانجام خواهد گرفت. ایشان بحث خود را با سخنی از ابوریحان بیرونی - دانشمند قرن 5هجری قمری – آغاز نمود:"چون در کار مردم روزگارمان می نگرم، همگان در سراسر گیتی سیمای نادانی به خود گرفته اند و به نادانی خود افتخار می کنند و با اهل فضل دشمنی می ورزند.در میان ایشان نمی بینی جز دستی که دراز گشته و از پستی خودداری نمی ورزد و به آزرم و بزرگ منشی بازنمی گردد. در این باره بر مرکب هم چشمی سوارند و از هر فرصتی برای بیشتر نمودن این آزمندی بهره می گیرندو کار به جایی کشیده شده که یکباره دانش ها را ترک گفته و از خدمتگزاران دانش بیزاری می جویند. کسانی از ایشان که در این باره زیاده روی پیشه کرده اند، دانش را به گمراهی نسبت می دهند تا همانندان نادان خود را با آن دشمن سازند و به آن رنگ بدبینی می زنند تا راه کوبیدن دانشوران را بر خود هموار سازند و بدین گونه با بر افتادن ایشان، چگونگی احوال خودشان پوشیده بماند.گروهی از آنان که خوی درشت دارند و خود را منصف می دانند همچون کینه توزی به سخنان علمی گوش فرامی دهند تا در پایان به نهاد بد خود بازگردند و فرزانگی تمام شود و گروهی خود را با گفتن این سخن که«در آن - علم - چه سود است؟»آشکار سازند". اینکاین پرسش مطرح می شوداگر ما در فرهنگ اشکال داریم پس این همه دانشمند و متفکر، چطور از دل این فرهنگ و تمدن بیرون آمدند؟ چنانچه می بینیم که ابوریحان هم از همین تمدن برآمده است. پاسخ این است که ابوریحان بیرونی یک کنش گر فردی است و از همگان می نالد . در اینجا فضا نیست که فرد را می آفریند، اتفاقا فضای اطراف او متشکل از گروه‌های نادان است .فضایی ضد علم و عالم و بنا به گفته خود او دانش ستیز. زمانی که نظام اجتماعی نتواند کنشگری جمعی ایجاد کند به ناچار باید کنشگری فردی کرد. پس ما این افراد رو به عنوان شاخص نگیریم.

  سخنران این جلسه، در بحث خود ، به مرور مفاهیم زیر پرداخت و افزود: موانع نهادمندی علم در ایران در سه سطح خرد ،میانه و کلان بررسی می شوند. با نگاهی اجمالی این موانع را در هر سطح ذکر میکنیم که در تحقیقات متعدد به این نتیجه دست پیدا کرده اند ؛

  · در سطح کلان:

  1. توسعه نیافتگی صنعتی

  2. فقر معیشتی

  3. فشار سیاسی

  4. عدم انسجام جمعی عام مبتنی بر تفاوت پذیری ها و چند گونگی ها

  5. ضعف جامعه ی مدنی

  6. فضای فرهنگی

 

  · در سطح میانه:

  1. بحران زیست دانشگاهی

  2. ضعف نهاد علم و سازمان علمی

  3. ضعف مدیریت علمی و تمرکز گرایی در زمینه برنامه ریزی های علمی

  4. معضل گزینش دانشجو

  5. ضعف مبادلات و ارتباطات علمی بین مراکز علمی داخلی و خارجی، دانشجو و استاد ، دانشگاه و مردم ، دانشگاه و مراکز اجرایی

 

  · در سطح خرد :

  1. سختی معیشت صاحبان مشاغل علمی

  2. تدریس اضافی در دانشگاه (کمی گرایی)

  3. تحقیق در زمینه های غیر اساسی

  4. مواجهه با موانع محیطی

  5. رضایت شغلی پایین و نداشتن انگیزه

  در ادامه همین مفاهیم را از زاویه ای دیگر بیان می کنیم و ذکر می کنیم که این موانع چه نتایجی را به دنبال خواهد داشت؛

  1) توسعه نیافتگی انگیزشی : که شاخص آن عدم رضایت شغلی استاد است و این موضوع در رشته های علوم انسانی که کیفی است اهمیت ویژه ای پیدا می کند و در نهایت به دلیل فقدان انگیزش، افرادی ورود می کنند که بهره هوشی پایینی دارند و این معضلی است که ما با دانشجویان تحصیلات تکمیلی داریم.

  2) توسعه نیافتگی معرفتی : در این نوع توسعه نیافتگی به آرای مستقل توجهی نمی شود و گسست بین علم و توسعه وجود دارد، آثار تکراری و قالبی هستند و فاصله ای بین علم و نظر با عمل و رفتار دیده می شود (به ویژه در علوم انسانی این موضوع پررنگ تر است.) که دکتر فراستخواه به تفضیل در جلسه قبل در این مورد توضیح دادند.

  3) توسعه نیافتگی کنشی : عمدتا در کارهای تحقیقاتی کنش های جمعی در حاشیه قرار دارد و فرد گرایی دیده می شود . انگیزه های فردی دنبال می شود و در نتیجه آن بی انگیزگی در جامعه ایجاد می شود .

  مجددا رویکردمان را عوض می‌کنیم. هدف از این پراکنده گویی ها این است که از مطالب کلی و پراکنده به یک جمع بندی و نتیجه برسیم . نمی شود از علم حرف زد و از اجتماع علمی حرفی نزد. در صحبت از اجتماع علمی چند ویژگی مطرح می شود :

  1) معرفت علمی : در تعریف عبارتست از علمی که به وسیله اجتماعات متخصص اعم از دانشمندان فعال تا جمع های کوچک علمی در سطوح گوناگون (نه فقط در یک موضوع و سطح ) تولید می شود.

  2) دانش علمی : دانش علمی ، دانشی اجتماعی است که به وسیله اجتماع علمی ساخته می شود و مردم درباره آن موافقت دارند و مختص گروه متخصصان نیست؛ به یک مسئله اجتماعی ( social problem ) تبدیل شده است . وجود ذهنی و وجود عینی باید با هم پیوند بخورد تا مسئله اجتماعی شکل بگیرد . البته بیش از این به این بحث ورود نمی کنیم فقط در همین حد ذکر می کنیم که پای مردم باید به میان آید.

  دلیل وجود اجتماعات علمی چیست؟در اینجا «دلیل» به دو معنی است ؛ اولا چرا باید باشند؟ ، دوما اگر بودند چه شاخص و جلوه ای دارند و چگونه می توانیم به وجودشان پی ببریم؟

  دکتر بخارایی تصریح کرد: دلیل وجود اجتماع علمی، برقراری اجماع معرفتی است. حالا که سخن از معرفت علمی، اجتماع علمی، مردم و اجماع معرفتی است، در همه اینها پدیده ای جریان دارد که اسمش را «فرهنگ علمی» می گذارند . این فرهنگ هم مثل سایر فرهنگ ها دوبخش مادی و غیر مادی ( material and non-material ) دارد . بخش مادی این فرهنگ آزمایشگاه‌ها،بودجه و دانشگاههاست. بخش غیر مادی آن از نظر کالینز وجود پیوندهای غیر رسمی بین پژوهشگران در شبکه های اعتماد است. ( network of trust )

  طبیعتا اعتماد، احترام را به دنبال خواهد داشت. در اصل درپشت پرده یک همایش و سمینار علمی ،آشنایی پژوهشگران با یکدیگر از مقاله ها تاثیر گذارتر است؛ به عبارتی همایش ها به همین دلیل ایجاد می شوند، زیرا مقاله به آسانی امکان چاپ و انتشار دارد و نیازی به همایش نیست. پس آنچه اهمیت دارد ارتباط ها، آشنایی ها، گفتگو ها و تبادل نظرهاست که این همان کارکرد پنهان است که یک عنصر غیر مادی فرهنگ علمی است.

  شاپلین در 1994 در کتاب تاریخ اجتماعی حقیقت تاکیدش بر پیوستگی نزدیک بین جستجوی دانش و توانایی اجتماعات مبتنی بر اعتماد برای دستیابی یه دانش مورد توافق است، که این توانایی همان وجود فرهنگ علمی است . چیزی که در اجتماع علمی لازم است اعتماد است که نهایتا به دانش مورد توافق می انجامد.

  چرا از واژه اجتماع علمی استفاده می کنند و نمی گویند جامعه علمی؟چرا از واژه community استفاده می کنند؟ در واقع این کلمه دو مفهوم دارد،یک مفهوم که در گذشته کاربرد داشت به اجتماع،انشعاب یا گروهی که کنار هم بودند اطلاق می‌شد که روابطشان مبتنی براحساسات و عواطف و... بود. در مفهوم دیگر community را در اجتماعات علمی استفاده می کنیم. روابط غیر رسمی و پشت پرده است که یک اجتماع را شکل می دهد. این اجتماع می تواند از پایین جوشش داشته باشد و صرفا از بالا مدیریت نمی شود و چهارچوب رسمی ندارد. بنابراین اگر از «اجتماع» استفاده می کنیم با مفهوم امروزی آن است نه مفهوم قدیمی آن که اجتماعات روستایی بود که محور روابطش احساسات و صمیمیت و توسعه نیافتگی است.

  مجددا بحث را عوض می کنیم. بحث تعاملات در اجتماعات علمی، که جوهره اصلی اجتماعات علمی است. سه نظریه پرداز فلسفه علم از اواخر قرن 19 تا یک دهه قبل را به صورت جهشی بررسی می کنیم، باقی نظریه پردازان این حوزه هم کم و بیش همین نظریات را داشته اند.

  سخنران این نشست افزود: دورکیم در اواخر قرن 19 میلادی بر قواعد روش و متد تاکید دارد.قواعد روش علمی محصول زندگی اجتماعی است.روش علمی که بر اندیشه ی دانشمندان اغلب به صورتناخوداگاه فرمان می رانند و نحوه عملکرد و رفتارهای آنان را تنظیم می کند. به عقیده دورکیم قواعد و متد در اجتماعات علمی درونی شده است، نه اینکه تلاش کنند مطابق آن رفتار کنند.

  توماس کوهن در 1970 می گوید: اجتماعات علمی در متن مجموعه ای از دیدگاه‌ها و فرضیات مسلم و تردیدناپذیر به علم به‌هنجار می پردازد. علم به‌هنجار الگوهای پذیرفته شده‌ی مربوط به هر رشته علمی است. پس واژه و مفهوم کلیدی در نظریه کوهن همین الگو است. مسائل پژوهشی، روش ها و ادراکات مجاز را تعریف و تعیین می کنند. محوریت کاملا با الگوهای علمی پذیرفته شده مسلّم، درونی شده است. کوهن در این جا نقدی به افرادی که با این دیدگاه تقابل و تعارض دارند، می زند و می گوید که علم ماقبل الگویی فاقد الگوی مشترک برای پژوهش است. پژوهش علمی بدون الگو امکان ندارد. از دید کوهن آن چیزی که علم ماقبل الگویی نامیده می شود، علم نیست.اهمیت علم در این است که با خطر نادرست بودن مواجه است.در گذشته علومی وجود داشت که در آن ها قطعیت، تسلیم شدن و شک ناپذیر بودن وجود داشت؛ اما اهمیت علم در ابطال پذیر بودن آن است.

  در 1975 هاکستروم در مورد سازمان علم می گوید که این سازمان دو نوع تأیید دارد؛ یک شناسایی نهادی که به طور کمّی به آن می پردازد. این که این سازمان چگونه است؟سازمانی که تعداد مقالاتش فلان است و تعداد دانشگاه‌ها و بودجه و تحقیقاتش فلان! به عبارتی آمار کمّی با عنوان عملکرد سالانه آن ارائه می دهیم.

  تایید دوم، شناسایی اولیه است وعبارتست از اهمیت داشتن جنبه های غیررسمی مثل آشنایی پشت صحنه اعضای شرکت کننده در همایش وبحث شبکه های اعتماد که قبلا مطرح کردم.

  و حالا آلکس اینکلس بحث اعتماد به عالمان را در تئوری انسان نو مطرح می کند. این تئوری بنایش این است که کشوری توسعه نمی یابد الا اینکه انسان‌هایی نو شکل بگیرند و درک لازم برای توسعه یافتگی را پیدا کنند. یکی از ویژگی‌هایی که برای انسان نو ذکر می کند احترام به علم است. احترام به معنای پذیرفتن،نه از سر تحمیل و اجبار و یا مقطعی،ابزاری و گذرا؛ بلکه ذاتی.

  آخرین نظریه پرداز کالینز است که مفهوم محوری نظریه اش “ conversation ” است.دنیای دانش و پژوهش چیزی جز یک جهان گفتگو و مکالمه نیست که سرمایه فرهنگی را در مراسم رویارویی متناوب به چرخش در می آورد. هیچ عنصر ثابتی در سهم های فرهنگی وجود ندارد و فضا بسته نیست.

  بلند و روفین ویژگی‌های یک محیط آموزشی مولد را در آخر قرن بیستم اینطور می گویند؛

  1) وجود اهداف روشن توام با استقلال فردی پژوهشگران، مثلا بدانیم به کدام کوه باید صعود کنیم.

  2) تاکید پژوهشی: وجود محیط پژوهش برانگیز

  3) فرهنگ: برخورداری از حس هویت و احساس داشتن یک خانه ی امن نزد گروههای پژوهشی

  4) جو گروهی: درجه همکاری و روح نوآوری در میان اعضای گروه های پژوهشی و کنار رفتن فردگرایی پژوهشی

  5) حکم رانی مشارکتی مثبت در مراکز علمی و تصمیم گیری گروهی

  6) سازمان غیر متمرکز:ساختارهای سازمانی پهن و غیر‌متمرکز نه دیکته ای و عمودی.

  7) منابع: منابع انسانی، اعتبارات، تسهیلات پژوهشی و...

  8) اندازه و تنوع: اندازه به معنای تشکیل گروه های بزرگتر علمی است و تنوع یعنی رویکردهای مختلف و گاه مخالف

  9) استخدام و گزینش: به کارگیری افراد دارای استعداد و تعهد نسبت به فعالیتهای علمی

  10) رهبری: بحث مدیریت که در همه سازمان های علمی به شدت روی آن تاکید می شود. یک مدیر دانشمند، مهم ترین عامل است.

  هم چنین یونسکو هم در بحث اخیرش با عنوان «به سوی جامعه دانش بنیان» همین موارد را با زبانی دیگر قید می کند؛

  1) حرکت از جامعه اطلاعاتی به سمت جامعه ی دانش بنیان به عنوان منبع توسعه و به آزادی بیان به عنوان یک شرط آن اشاره می کند.

  2) جامعه شبکه ای؛ یعنی تاثیر تکنولوژی و دانش اقتصادی بر شبکه های دانش و در دل همین بند می گوید حرکت از ذهن گرایی در جامعه به سمت دانش بنیانی.

  3) جامعه در حال یادگیری مداوم،به عنوان یک ارزش کلیدی باشد و به سمت نو آوری حرکت کند.

  4) مادام العمر باشد: در اینجا بحث آموزش‌های مجازی مطرح می شود که آفت‌های خاص خودش را دارد که به آن ورود نمی کنم.

  5) آینده آموزش عالی: بحث بودجه یابی در این زمینه یک بحث جدی است. شبکه های بین المللی دانشگاهیان و تعریف اهداف جدید آموزشی.

  6) لزوم انقلاب در تحقیقات: به این معنا که تحقیقات در مکان‌های جدید با رویکرد توسعه محور انجام شود. ولگارد آن را به نحو دیگری بیان می‌کند؛ تحقیقات یا علم باید مبتنی بر اقتضائات باشد. اقتضائات را من اینطور تعریف می کنم که مبتنی بر نیاز با رویکرد اقدام باشد و امکان اجرایی شدن داشته باشد و حالا این علم می‌تواند برای سوئیس یک جور باشد و برای افغانستان جور دیگر. به عبارتی الگوی فراگیر ندارد.

  7) علوم و مردم: بحث مدیریت صحیح این جا مطرح می شود و پرورش فرهنگ و به وسط کشیدن پای مردم.

  8) مخاطرات و امنیت انسانی در جامعه دانش بنیان: بحث حقوق بشر و جنگ علیه فقر و ارتباطش با علم در این جا مطرح می شود.

  9) دانش های بومی و گوناگونی زبانی که بحث تکثرگرایی و تبادل دانش‌ها را به دنبال دارد.

  10) از دسترسی تا همراهی به طرف جامعه دانش بنیان و تقسیم دانش ها برای همه از جمله زنان و قشرهای پایین و حفظ حقوق روشنفکران.

  در آخر به جدول نهایی می رسیم که اصل صحبتمان مستطیل وسط است، مستطیل بالایی زمینه مربوط به این چالش جامعه شناختی و مستطیل آخر هم نتیجه آن است. بنابر این سه مستطیل در این نمودار به ترتیب اهمیت از بالا تا پایین عبارتند از: 1- فضای فرهنگی شامل هشت شاخص به عنوان "شرایط لازم" . 2- فضای اجتماعی شامل هشت شاخص به عنوان " شرایط کافی". 3- پیامدها شامل هشت شاخص به عنوان ویژگی های جامعه دانش‌بنیان.

  ملاحظه می‌شود که هشت ویژگی "فضای اجتماعی" برای ایجاد جامعه علمی در مستطیل وسط، به عنوان "شرایط کافی"، مبتنی بر شرایط پیشینی هشت‌گانه ای هستند که در "فضای فرهنگی"آنها را"شرایط لازم" نامیده ایم. مجموع این شرایط لازم و کافی شانزده‌گانه دارای پیامدهای هشت‌گانه‌ای است که تحقق جامعه دانش‌بنیان را نوید می‌دهند. اصل بحث ما در این است که تا زمانی که این ویژگی های هشت‌گانه در فضای فرهنگی رخ ننمایند انتظار تحقق جامعه دانش بنیان، اندکی بی‌جا است:

  1-وجود الگوی رویاروییهای نامحدود

  2-عدم وجود انگیزش های تقدیر گرایانه

  3-وجود الگوهای کثرت‌گرا

  4-دفع الگوی سنتی ارزش‌محور

  5-عدم هاله‌پوشی

  6-ایدئولوژی‌زدایی از سیاستهای جذب و دفع

  7-تقویت الگوی واقع گرایی

  8-تقدم منافع عموم بر گروه های ذی‌نفع و خاص

  بنابر مباحث فوق‌الذکر تا زمانی که فضای فرهنگی جامعه برخوردار از ویژگی‌های هشت ‌گانه مذکور نشود فضای اجتماعی نمی تواند برخوردار از پیامدهایی باشد که شاخص جامعه دانش‌بنیان است یعنی:

  1-توسعه معرفتی

  2-توسعه انگیزشی

  3-توسعه کنشی

  4-اتحاد علم و پراکتیس

  5-نقادی و کیفی گرایی

  6-حمایت مالی از پژوهش

  7-نوآوری مستمر

  8-احساس وجود امنیت و اطمینان در تقسیم عادلانه دانش

 

  * تهیه وتنظیم گزارش

  * * برای مشاهده عکسهای نشست اینجا را کلیک کنید.

  
تسهیلات مطلب
سایر مطالب این بخش سایر مطالب این بخش
نسخه قابل چاپ نسخه قابل چاپ
ارسال به دوستان ارسال به دوستان


CAPTCHA code
::
کلیدواژه ها: بررسی چالشهای جامعه شناختی تحقق جامعه دانش بنيان در ايران | جمعيت توسعه علمی ايران | نشست هم انديشي؛جامعه دانش بنيان | بررسی چالشهای جامعه شناختی تحقق جامعه دانش بنيان در ايران | بخارايی | دکتر احمد بخارايی | جلسه هم‌انديشی آبان ماه جمعيت توسعه علمی ايران |
دفعات مشاهده: 1938 بار   |   دفعات چاپ: 503 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 0 بار   |   0 نظر
جمعیت توسعه علمی ایران Iranian Association for Scientific Development
Persian site map - English site map - Created in 0.05 seconds with 51 queries by YEKTAWEB 3742